|
اَلهُمَ اکشِف هذِهِ الغُمَّه عَن هذِهِ الاُمـَّه بِحُضُورِه و عَجِّل لنا ظُهُورَه
|
سلام
با عرض خوش آمد - امیدوارم که دیر به دیر به روز شدن وبلاگ موجب دلتنگی تون نباشه
شخصی به نام آقای سارنگ میگفت: من خدمت جناب شیخ رفتم و گفتم: من گرفتارم، زن ندارم، میخواهم ازدواج كنم، پول هم ندارم! شیخ گفت: برو 16 دست غذا بخر و فقرا را اطعام كن، ان شاء الله مشكل تو حل میشود. آقای سارنگ میگفت: من به جناب شیخ گفتم: آخر برای خرید همین 16 دست غذا هم پول ندارم! جناب شیخ گفت: برو قرض كن! ان شاءالله مشكل تو حل میشود. گفت: من رفتم قرض كردم و 16 دست غذا گرفتم و به فقرا دادم و بحمدالله مشكلاتم حل شد. بعد رفتم خدمت ایشان و گفتم: جناب شیخ! شما به بعضی میفرمایید 5 دست غذا به نیت 5 تن به فقرا بده، به دیگری میگویی 12 دست به نیت 12 امام، یا 14 دست به نیت 14 معصوم، چرا به من گفتید 16 دست غذا بخرم و به فقرا بدهم؟
جناب شیخ گفت: برای كار تو، از حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت زینب (س) هم كمك گرفتم. ببینید! این كار یعنی این كه این من نیستم كه كاری می کنم، بلكه ائمه(ع) و بزرگان دین هستند كه توسل به آنها و اطعام گرسنگان كارگشاست .
موفق باشید
با تشکر
یا علی
(با عرض تسلیت به مناسبت شهادت هفتمین نور هدایت امام موسی کاظم (ع) خدمت امام زمان (ع) و تمامی عاشقان و دلدادگان حضرتش .التماس دعا )
شب اول قبر
يكی ديگر از دوستان ايشان میگويد: در عالم رؤيا، شب اول قبر مرحوم شيخ خدمتش رسيدم، ديدم جايگاه عظيمی از طرف مولا امير المؤمنين (ع) به او عنايت شده، به جايگاه ايشان نزديك شدم تا مرا ديد، نگاهی بسيار ظريف و حساس به من كرد، مانند پدری كه به فرزندش تذكر میدهد و او توجه ندارد، از نگاه او به ياد آوردم كه هميشه میفرمود:
« غير خدا را نخواهيد. »

ولی ما باز هم گرفتار هوای نفسيم.
به او نزديكتر شدم، دو جمله فرمود:
جمله اول:
« خط زندگی، انس با خدا و اوليای خداست. »
جمله دوم:
« آن كس زندگی كرد، كه عيالش پيراهنش را شب زفاف در راه خدا ايثار نمود.»
منظورمولا امير المؤمنين (ع) بود که همسرشان حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها پيراهنشان را شب زفاف در راه خدا ايثار نمودند
ماخذ : کتاب کيميای محبت
چاپ دوازدهم 1382
انتشارات دارالحديث
ولادت
عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری
شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه
رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست.
انتظار
يكی از ويژگیهای بارز جناب شيخ، ارادت ويژه به حضرت ولی عصر- ارواحنا فداه- و انتظار فرج و ظهور آن
بزرگوار بود. او می فرمود:
« اغلب مردم اظهار میكنند كه ما امام زمان(عج) را از خود بيشتر دوست داريم، و حال آن كه اين طور نيست،
زيرا اگر او را بيشتر از خود دوست داشته باشيم، بايد برای او كار كنيم نه برای خود. همه دعا كنيد كه خداوند
موانع ظهور آن حضرت را برطرف كند و دل ما را با دل آن وجود مبارك يكی كند
منبع : سایت صالحین
خدای عیب پوش
یکی از دوستان به شیخ به قصد دیدن شیخ از منزل خارج می شود . در بین راه اندیشه گناهی به سرش می زند .
به منزل شیخ که می رسد و می نشیند ، شیخ می گوید : فلانی ! در چهره تو چیزی می بینم ؟
آن مرد در دل می گوید : (( یاستار العیوب )) شیخ می خندد و می پرسد : چه کار کردی آنچه می دیدم محو و
ناپدید شد ؟
خدا رو شکر در کشوری زندگی می کنیم که این چنین اشخاصی را در دل خود جای داده همانگونه که الان نیز نظیر انها را می توان پیداکرد ولی ما به توجه به اعمالی که داریم نمی توانیم انها را ببینیم
گر خواهی رسوا نشوی همرنگ جماعت شو . این جمله را به قدری از افراد گمراه شنیدم که دیگر حتی حال بیان ان را هم ندارم و لی قابل توجه همه چرا در کار های خوب در اعمال صالح در راهی که به خدا نزدیک می شویم همرنگ نشویم چرا ؟
اصلا این جمله اساسا مشکل دارد و به درد اهل ایمان و اهل دل نمی خورد چرا ؟
جواب : چون مومن باید یک رنگ باشه پاک باشه ساده باشه نه اینکه هر کسی رو دید جلد عوض کنه و ریا کاری کنه . پس این جمله رو از من نشنیده بگیرید .
بدانیدو آگاه باشید
الگو های ما جوانان مومن با خدا با صفا باید اهلبیت (ع) و اولیای الهی باشند باید مردانی از جنس بلور برای
پسران و زنانی از جنس مروارید برای دختران باشند . اری نباید به پایین سقوط کنیم همیشه سربلند و رو به
اسمان سعود کنید البته تنها شما رو نمی گم بلکه خودم را هم می گویم .
اگر می خواهید موفق شوید . باشید و بمانید با خدا باشید . راه رسیدن به خدا اسان هست ولی زحمت می خواهد
اگر می خواهیم به خدا برسیم باید تلاش کنیم و الگو های خوب داشته باشیم
براتون ارزوی توفقیات روز افزون دارم امیدوارم که به خواسته تون برسین .
یا علی