تبليغاتX
دلدادگان
اَلهُمَ اکشِف هذِهِ الغُمَّه عَن هذِهِ الاُمـَّه بِحُضُورِه و عَجِّل لنا ظُهُورَه
سلام و عرض ادب

به تمامی دلدادگان سالار زینب فرارسیدن ایام حزن و اندوه ماه خواستن های بزرگ و اراده های قوی ماه محرم رو خدمت تمامی دوستان عزیز تسلیت میگم.

ارباب، صدای ‎قدمت ‎می‎آید

هنگامه ی ‎اوج ‎ماتمت ‎می‎آید

ما‎،‏ درتب ‎داغ و غم‎تو‎ میسوزیم

یک بار دگر محرمت‎می‎آید،

 

بار بگشایید

اینجا

کربلاست

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 11 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

احساس غرور عجییبی برای وجودم حس میکنم

غروری که می گوید : نترس انجام بده

دنیا برای تسخیر شدن در انتظار ماست

ما مخلوق آفریدگار دانا ،عظیم و بهترین هستیم

پس مخلوق چنین بزرگی لایق بهترین هاست

دنبال بهترین ها باشید

بهترین ها بهترین ها را می خواهند

با زندگی نسازید

زندگی را بسازید

اگر دنیا ارزش زندگی کردن داره ،پس ارزش بهتر زندگی کردن رو هم داره

به امید دیدار در بلند ترین آسمان موفقیت

کماکان با ما باشید

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

 

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت

 

 و غفران مبارک باد.

 

برای همه دعا کنید خیر بخواهید تا خیر بگیرید

 

امام صادق-ع:

 

خواب روزه دار عبادت،

 

خاموشی او تسبیح،

 

عمل وی پذیرفته شده

 

و دعای او مستجاب است.”

 

لحظه لحظه باران رحمت الهی

در این ماه عزیز بهترین ها رو براتون آرزو میکنم

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 مرداد1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

زحکمت گر ببندد دری               ز رحمت گشاید صد در بهتری

 

سلام ، سلامی به گرمی ماه شعبان ، به روشنایی جمال اهل بیت ع و به  شادکامی  دل زهرای بتول س

حلول ماه پر برکت شعبان ولادت پنج ستاره باغ نبی ، سلاله پاک زهرا و باب اکرام عالمیان رو به خدمت تمامی دوستداران و دلدادگان ائمه مطهر معصومین تبریک و تهنیت  عرض می کنم .

این ماه ماهه عیدهاست ، ماه عیدی دادن و عیدی گرفتن

ای جماعت عاشق طالب باشید ،

                  طالب یار ...

بخوانید تا اجابت کند ....

      تا چیزی نخواهید چیزی بدست نمی آورید

خدای بزرگواری

                         ای خدای مهربون

ای زمین ، ای آسمون

من ثروت کائنات رو می خواهم

من یا بهتر بگم

این بنده تو ، و جمع دوستان

عاقبت بخیری ، انرژی ، شادکامی

     موفقیت

دولتمندی ،سلامتی

عشق ...

رو از تو خدای منان می خواهند

تو هم به لطف و کرمت اجابت فرما

پس فرصتها رو از دست ندهید و از برکت این ماه بهره کافی رو ببرید

برای همه عزیزان دعای خیر و موفقیت  می کنم

التماس دعا

یا علی

 

 میام و بین الحرمین قدم میزنم فقط به عشق خودت و داداشت

 

سید والا حسین است                        گوهر یکتا حسین است

هرکسی نازد به شاهی                      شهریار ما حسین است

بر سر اولاد آدم                              تاج کرّمنا حسین است

 

 

 دست از طلب ندارم -تا کام من بر آید ادرکنییا عباس

آشنا تا شده ام با عباس

شده هر شب سخنم یا عباس

کرده در خانه دل جا عباس

 

شاید این جمعه بیاید شاید ... 

آن غنچه که از گلشن توحید نظر بود

گلهای شکفته همه ز آن غنچه خبر بود

آورد صبا مژده که آن غنچه دمیده

در دامن نرجس سحر غنچه ی تر بود

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

سلام دوستان عزیزم

حالتون چطوره ؟

مطمئنم که عالیه عالیه

دوستتون دارم زیاد هرچند دیر به دیر بهتون سر میزنم

این داداش کوچکتون رو ببخشید

بابا خدا ببخشه

خوب این جملات زیبا هم تقدیم به شما :

حضرت داود نبی )ع( :

هرکس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد .

با این بیت حال میکنم عشق

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

                 موجیم که آسودگی ما عدم ماست

راستی میدانید

برای رسیدن به اقیانوس های بیکران، باید جرات جدا شدن از ساحل رو داشت

دوستان دل رو بزنید به دریا به خدا توکل کنید

ما می توانیم

و آخرین نکته :

همه جا خدا یار و نگهدار من است

هر جا روم خدا پیشاپیش من است

زندگی من سراسر خوشبختی و سعادت است

هرجا روم به لطف او در امانم

به لطف خدا در زیر سایه پدر و مادرم بیستمین پله زندگانی رو در روز سیزدهم تیر ۸۸ به سمت خدا قدم برداشتم

و برای آنچه که هستم و خواهم بود خدا را شاکرم

تولدم مبارک

خداوندا مرا ببخش و بیامرز

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 10 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

به نام حضرت دوست

سلام خدمت دلدادگان و شیفتگان اهلبیت ع فرارسیدن ایام فاطمیه و سالروز شهادت بانوی بزرگ اسلام بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا س را خدمت عاشقان و شیعیان راهش تسلیت عرض می کنم

درود عالمیان بر تو...

این شعر هم از دوست و برادر عزیزم حجت الاسلام رجبیان تقدیم شما :

سپری میشود این ظلم عدو میبازد

                   میرسد آنکه خداوند بر او مینازد

آید آن روز که بینند همه عالمیان

                    در بقیع حضرت مهدی عج حرم میسازد

 

دوست دارم مطالب بیشتری رو بنویسم ولی فرصت و مطلب آماده ای ندارم و به کم اکتفا می کنم

من قطره ی نا چیزم و دریا، زهرا
امید من است در دو دنیا زهرا

گیرند اگر نوار قلبم روزی
گوید ضربان قلب من:
یا زهرا

التماس دعا ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

سلام عزیزان

ما که عالی هستیم

شما چطور ؟

شکر خدا

دلیل اصلی دور بودنم از نت و وبلاگ مشغله کاری هست این درست بشه بیشتر خدمتتون میرسم

رنگ خدا قشنگ ترین رنگ ها هست

راستی خدا چه رنگی هست ؟

در بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز را بیاموز

زندگی برای من و توست

به انتظار بنشین ولی در تکاپو باش

همه کائنات خدا برای من و توست

رو به سوی خدا کن و توکل نما و

پرواز کن

تو می توانی

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

سلام به همه دوستان

ببخشید که نمی تونم بیشتر در خدمتتون باشم

میلاد حضرت رسول اکرم و امام صادق رو خدمت همگی دوستان به خصوص عاشقان حضرت ولی عصر عج تبریک گفته و التماس دعا دارم

سال نو شکوفایی دل های خدایی و بهاری رو هم تبریک می گم

به امید خدا سال پر برکتی داشته باشید

ارادتمند همه عزیزان

موفق و موید باشید در پناه حضرت حق

 اگر بخواهید می شود ....

یا علی

درود و سلام خدا بر محمد و خاندانش باد

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

سلام بر لب عطشان شه کرب وبلا

دیباچه عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

با عرض سلام و تسلیت به همه دلدادگان کاروان کربلای حسینی و حضرت حسین بن علی (ع) رو به همتون تسلیت گفته و از همه عزیزان تو این ایام  ما رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید .

و باز این شورش و غوغا در دلها

نام زیبای حسین حک گشته بر ایوان دل

دل که شد بیت الحسین نقش و نگارش زینب است

بیاد شیر زن کربلا زینب کبری س

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

 

الیوم اکملت لکم دینکم ...

سلام علیکم

حالتون ، احوالتون - خوبین همگی

الهی شکر

از فضل وجود علی ع چه شوق و ذوقی در میان شیعیان ایجاد شده ،خدا می داند ،

راستی باید به نبی مکرم اسلام آفرین گفت با این انتخاب برترین خود برای جانشینی البته

می دانیم و می دانید که خدا هم خواسته بود

الیوم اکملت لکم دینکم ...

به راستی که شجره تنومند اسلام بارور گردید

مبارکتون باشه مومنین

امیدوارم که این عید سعید ، عید عزیز و دلپذیر گوارای وجودتون باشه و خدمت همه مسلمین بخصوص شیعیان  تبریک و مبارک ، به میمنتی باشد . انشالله

امام علی ع  می فرمایند :
دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ .
دو چيز را فراموش كن  : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران .
چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.

اینم کلام مولا که نگین و زینت بخش وبلاگ و کلمات من هستش

یا علی مددی - علی یارتون

از چشم هایت می روم آهو بچینم

یا نه چراغستانی از جادو بچینم

باید پی تکرار تو تا بی نهایت

آیینه ها را با تو رو در رو بچینم

فانوس های روشن دل تنگی ام را

تا کی در این دالان تو در تو بچینم

یا کوزه های تشنه کامم را شبانه

پر می کنم پنهان و در پستو بچینم ؟

کی می رسی از راه ای خورشید ای پیر

کز دست تو کشکول ها یا هو بچینم

کی می رسی تا من هزاران گوشه آواز

از مسجد   آدینه   تا خواجو    بچینم

یک شب در این دالان قدم بگذار تا من

یک عمر نرگس بو کنم شب بو بچینم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

سلام علیکم

خوبین خسته نباشید

میلاد با سعادت حضرت معصومه س خواهر محبوب امام رضا ع رو خدمت تمامی دختران مسلمان و ایرانی و خواهرای گل خودم تبریک می گم

آخه روز دخترها هستش و امیدوارم که از بانوان بزرگ اسلامی الگو برداری کنن

و اون دسته از دختران که تو مسیر پر تلتطم زندگی گم شدن به یاری خدا

راه درست رو پیدا کنن

مرغ دلم راهی قم ميشود/ در حرم امن تو گم ميشود


عمه سادات سلام علیک / روح عبادات سلام علیک

 

و اما آدینه جمعه که دل ها در تب و تاب است

ای مصلح جهان - مولای انس و جان

الغوث و الامان یا صاحب الزمان

ادرکنی یا مهدی

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

سلام علیکم

مطلبی که می خواهم بهش اشاره کنم برای همتون اشناست و با اون بیگانه نیستید

الان چند وقتی هست یا بهتر بگم چند سالی هست که سریال های بلند کُره ای از سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال پخش هستن و مخاطبان بسیار زیادی برای خودشون پیدا کرده از پیر و جوان کوچک و بزرگ گرفته زن و مرد به اقتضای سلیقه و علاقه به تماشای  سریال ها  می نشینند .

بعد از سریالی که در تابستون تا ماه مبارک رمضان پخش شد فکر نمی کردم دیگه به سراغ کُره ای ها بریم اما تو تبلیغات جدید یک سریال کره ای دیگه برای پخش از شبکه ... آماده شده .

حالا قصد من نقد این همکاری هاست همکاری صنعت فیلم ایران و کره .

آیا فکر می کنید این همکاری ما با کره ای ها واسه اینکه ما و کره ای ها هم قاره هستیم ؟

یا اینکه فرهنگ ها و دیرینه ها پادشاهی و زندگی مردم با شرایط زمانی در قرون گذشته که هم ما آن را چشیدیم و هم انها به هم نزدیک هست ؟

یا اینکه صنعت سینمای کُره به قدری رونق دارد و قصه ها و موضوعات زیبا و جذاب دارد که ملت رو بهئ خودشون جلب می کنند ؟

یا این بودجه فراوان کشور ما هست که می خواهد برای خرید فیلم های کره ای خرج بکنه ؟

شاید هم از سینمای خودمون و موضوعات تکراری خودمون خسته شدیم ؟

حالا به نظر من مگه ما خودمون گذشته مون تاریخ مون وقایع شیرین و تلخی که در زمان نیاکان گذشته رخ داده ارزش این رو ندارد که ازشون فیلم بسازیم و ما هم به صادرات اونا بپردازیم ؟

فکر می کنم می تونیم بهتر از اون ها باشیم اما !

نه نمی تونیم باشیم اون حس و اون جدیت و واقعیت و صحنه های خوبی که در فیلم های اونا هست در فیلم های ما نیست شاید به دلیل سرمایه گذاری زیاد هست

من خودم به شخصه فیلمی که در مورد فردوسی شهیر ساخته بودند و اون همه هزینه و زحمت بی نتیجه که کشیده بودند اصلا" به دلم ننشست و از شاهنامه و فرودسی و اون فیلم قاطی پاتی بشدت بدم می آمد . اگر ما فیلم فردوسی رو به خارج بفرستیم اصلا گوشه چشمی هم بهش نمی کنن

نمیگم ضعف از مسئولین و دستاندرکارن هست شاید بودجه و امکانات هم دلیلش باشه اما فیلم های تاریخ ما به این غنی ای متاسفانه اصلا" مجذوب کننده نیستند .

فیلم محمد رسول الله (ص) رو اگر صد بار ببینید خسته نمیشید و جذابیت دارد اما فکر نمی کنم ابراهیم خلیل الله (ع) یا یوسف پیامبر(ع) براتون اینگونه باشه خلاصه خیلی زیاد داریم اینگونه نمونه ها رو که من قضاوت رو به عهده خودتون می زارم .

حالا نمی دونم نظر شما چی باشه (می تونید نظرتون رو بگید )

همون بهتر که سنت و فرهنگ کره رو به فرزندان ایران زمین بیاموزیم .

در اینجا از گروه دوبله صدا و سیما به خاطر تلاش های زیاد احساس مسئولیت و اون هنر ارزشمندشون تشکر می کنم و امیدوارم که حنجره های طلائی شون همیشه با قوت بمونه تا بتون این فیلم های کره ای رو شیرین تر از زبان اصلیش  به دل ما بنشینند .

بازم متشکرم . (ینا نظرات شخصی بود به دل نگیرید )

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

و سلام بر ماه میهمانی خدا

و سلام بر میهمانان ماه خدا

...

که هر چه بگویم کمترین  بیت است برای سرودن

سرودن ...

شعر لطف

شعر بندگی

شعر رهایی

شعر نور

و

شعر رمضان

ماه مبارک رمضان

و باز

ندای "ربنای " لحظات ملکوتی افطار

و    ای

روزه دار دلداده

التماس دعا

* روزه هاتون قبول *

 دلاتون بهاری

ای والا ، ای بزرگ ، ای آمرزنده ، ای مهربان ، تویی پروردگار عظیم که نیست  مانند او چیزی و اوست شنوا و بینا و این ماهی است که بزرگش  کردی و گرامیش داشتی و شرفش بخشیدی و برترش ساختی بر ماهها ..... منت گذار بر من به رها کردن تنم  از دوزخ در آنها که منت نهی بر ایشان و در آور مرا در بر رحمت خد ای ارحم الراحمین .

 

 

حلول پر برکت و مهربان ضیافت عظیم الهی ماه مبارک رمضان  رو  به همه  عاشقان وصل و دلدادگان ملکوت پروردگار عالمیان تبریک گفته و  بهترین لحظات سحر و افطار و پر برکت ترین روزها و  با مغفرت ترین اعمال شامل حال همه عزیزان در این ما بشود . انشالله .

 

امام کاظم (ع) می فرمایند : در دوران غیمت مهدی (ع( ، گروهی از مسلمانان از دین برمی گردند و گروهی پا بر جا می مانند .                 

الزام الناصب ، ص 82

 

خدایا ! یاری کن تا از گروه اول نشویم و نباشیم .

الهی ! گناهانم را ببخشای و مرا بیامرز

سخته زمانه گرگ شده ، تهاجمات و شبیخون های ضد دین و غیر فرهنگی شدید شده .

دشمن در کمین است

جوانان گمراه شده اند .

پول شده همه چیز .

پس چه کسی به این نسل بگوید که سخت در اشتباه هستند ؟

 

" شــــــــو ک "

 

 یاد خدا آرامش بخش دلهاست

 

یا علی . خدانگهدار

+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

میلاد با سعادت آخرین نشانه ، آخرین نور ، تجلی عشق الهی ، آن یگانه گل نرجس حضرت ولی عصر (عج) بر تمامی منتظران و شیعیان و دلدادگان مبارک و گوارا باد .

هر دم از عالم بالا خبری می آید

مژده ای منتظِران منتظََری می آید

شد بُرون گوهر دریای ولایت ز صدف

یوسف فاطمه همچون گهری می آید

حکایتی از عاشق منتظر شیخ رجبعلی خیاط )ره(

آثار اخلاص
تكيه كلام شيخ اين جمله بود:
«
من كان لله كان الله له » كسی كه صد در صد برای خدا كار كند خدا هم برای او خواهد بود

 و می‌فرمود:
«
تو برای خدا باش، خداوند و ملائكه‌اش برای توست. »

گاهی می‌فرمود:
«
اگر انسان موفق به عملش هم نشود، صحبت آن اثر خوبی در روحيه شخص می‌گذارد. »

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

سلام دوستان

خیلی خیلی ببخشید که نتونستم جواب نظرات سرشار از محبت شما رو بدم .

در چند روز گذشته حادثه تلخی رخ داد که کل خانواده و آشنایان را در غم و اندوه فرود برد و آن هم فوت پدر بزرگ مادری ام بود .

به همین علت هم ناراحت بودم و هم مشغول ردیف کردن کارها و کمک به خانواده بودم .

از دست دادن عزیزان برای همه سخته و کشیدن رنج دوری آنها مشکل

و درد فراق  پدربزرگم رخنه در وجودم کرد و همه مون رو داغدار .

اینم عکس پدربزرگم در آخرین سفرش به کربلا

روحش شاد و یادش گرامی

ممنون از همه تون .

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

ولادت با سعادت صاحب جود و کرامت ، نهمین ستاره ولایت  حضرت امام جواد (ع) بر تمامی سالکان درگاهش بر شیعیان و دلدادگانش مبارک باد .

 

و دیگر هیچ ....

چه بگویم که ...

بیان انتظار فرج ...

                                         نگفته ای شیواست ...

جانم فدای رهبر

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

سلام علیکم

یا زهرا ادرکنی

میلاد نگار نبی - کوثر ولایت - صدیقه طاهره - مرضیه - راضیه و همه و همه که من نمی توانم بشمارم

حضرت فاطمه زهرا (س) بر عاشقان و دلدادگان کویش مبارک باد .

خدمت تمامی مادران گرامی آنان که به حق و واقع بهشت زیر پای آنهاست آن شب تا سحر بیداران

آن الگو های همت و وفاداری تبریک عرض می کنم (مخصوصا" مادر عزیزم)

به به چه روز های قشنگی ...

خدمت همه خواهران و دختران با حیا و خجسته وطنمون هم تبریک می گم به خصوص سه تا خواهر خوب خودم (ویژه به زهرا کوچولو که یک سال هست و جمع ما هست و ۳/۴/۸۷ تولدشه ) تولدت مبارک

امیدوارم که این میلاد سراسر نور و رحمت و برکت به همه شما عزیزان خوش خرم باشد و بماند .

گوزلره قربان  سالما گوزوندن بو اهل ایرانی

آدیمیزی یاز دفتره سن بیل رقیه نین جانی

موسم حجده بو جمعی ایله مدینه مهمانی

با توجه با حساسیت مسئله و ارادت نسبت به ولایت فقیه و عالمان دینی از وبلاگ برادر عزیزم سمعی و بصری انقلاب  این مطلب رو می نویسم :

برای تبلیغ آثار عالم ربانی آقای مصباح یزدی اینها یادم هست:

خداشناسی‌؛ کیهان‌شناسی‌؛ انسان‌شناسی‌؛ راه‌ و راهنماشناسی‌؛ قرآن‌شناسی‌؛ اخلاق‌ در قرآن‌؛ جامعه‌ و تاریخ‌ از دیدگاه‌ قرآن‌؛ حقوق‌ و سیاست‌ در قرآن‌؛ آموزش‌ فلسفه‌؛ شرح‌ نهایة‌ الحکمه‌؛ شرح‌ جلد اول‌ اسفار الاربعه‌؛ شرح‌ جلد هشتم‌ اسفار الاربعه‌؛ دروس‌ فلسفه‌ اخلاق‌؛ خودشناسی‌ برای‌ خودسازی‌؛ بر درگاه‌ دوست‌؛ نقدی‌ فشرده‌ بر اصول‌ مارکسیسم‌؛ آموزش‌ عقاید؛ قرآن‌ در آیینة‌ نهج‌ البلاغه‌؛ نگاهی‌ گذرا به‌ نظریة‌ ولایت‌ فقیه‌؛ و ده‌های‌ کتاب‌ دیگر.

به امید ظهور  مهدی فاطمه ...

یک کلام ...

به قول دکتر شریعتی :

فاطمه فاطمه است ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

با سلام

شادی روح حضرت امام صلوات

خدمت محضر بزرگوار حضرت امام خمینی (ره) حال که نیستی قدر تو را می دانیم و آن سخنان و آن حرکت عظیم شما به سوی حق و حقانیت را در گوشه ی زندگی مان کم می بینیم .

حال دیگر کسی نیست که بگوید : (( من دولت تعیین می کنم ))

کسی نیست که بتواند بگوید : (( آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ))

راست است که با دلی آرام به سوی خدا رفتی

راست است که از جمع ما مرخص شدی ؟

آخر چرا ؟؟؟

..........................

و بعد از تو تشنگان قدرت نه تشنگان خدمت چنگ در خاک وطن زدند

بسیاری می خواستند که درخت تنومند انقلاب را از ریشه برکنند

درخت پر ثمری که  با خون آبیاری شده بود

بعضی ها ثروت اندوختند

دیگری کاخ سازی را شروع کرد

و دیگر هیچ ...

چه بگویم که نگفتنم بهتر است

.......................

عده ای هم محکوم به ماندن شدند

محکوم به اینکه چرا انقلاب کردید

چرا جنگ نمودند  

گفتیم : چه شد خون شهیدان ؟    ..گفتند : یک کوچه به نامشام نکردیم مگر ؟

چرا جوانان مردم را به کشتن دادید

و کسی نگفت وقتی شما در منزلتان یا در خارج نشته بودید همین ما بودیم که از ناموس و دین و کشورمان دفاع کردیم

و حال محلی است به نام :

معراج شهیدان

بیمارستان ..... جانبازان

یا بسیاری دیگر در گوشه گوشه کشور و شهر داغی به دل دارند هرچند زمانه و افراد سود جو نمک بر زخمشان میریزند

اما .....

در دل خرسند هستند که

به ندای امام عزیزشان لبیک گفته اند و

شکر می کنند

و ما و من به آنها افتخار

.............................

از همه سخت تر اماما به

سید علی سخت گذشت

سید علی بسیاری از یارانش را از دست داد

او تنها ماند

و باز کسی به گفته های ایشان توجه نکرد

هر چه خواستند کردند

صیاد رفت

قرارش برد

کاظمی رفت

صبرش برد

و همه و همه

ولی او ایستاده است

او نائب امام زمان عج است

آن عظمت و آن بزرگواری و سخاوت او

و یاری خداوند

همیشه همراه اوست

او هست تا باشد

و ما و من به رهبری چنین فرزانه افتخار می کنیم .

خامنه ای خمینی دیگر است

ولایتش ولایت حیدر است

...........................

و با همه مشکلات و درد ها خواهیم ساخت

تا زمان  به گردش خود ادامه دهد

برای تحریم اقتصادی ما

ماه رمضان داریم

و برای تهاجم فرهنگی ما

ماه محرم داریم

و خدا همیشه با ماست

و اسلام پیروز است

انشاالله

                              یادت بخیر ....                                  

سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت اما خمینی (ره ) روح خدا بر دلدادگان پیر جماران تسلیت باد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

نماز فاطمه اسلام را شرافت داد

دعای نیمه شب او به شیعه عزت داد

سلام عالمیان بانوی دو عالم را

که حق به ساحت قدسیش مقام عصمت داد .

یاس نیلی رسول ص

فرا رسیدن ایام فاطمیه دهه ی غم و ماتم حضرت فاطمه زهرا (س) ، ام ابیها ، بانوی دو عالم ، یگانه گل نبی ، که خار زمان گل وجودش را پر پر کرد را به همه دلدادگان کویش به خصوص مهدی صاحب زمان (عج) تسلیت عرض کرده و خاضعانه طالب التماس دعا برای کلیه دوستان و ملتمسین هستیم .

به امید روز انتقام ضرب سیلی

یا زهرا

یا زهرا ادرکنی

زبرم مرو ای تو پناه علی

که رمق برود زنگاه علی

تو بگو با من سخنی زهرا

تو امید قلب منی زهرا

گل نیلوفرم مهربان همسر

تو به موج بلا شده ای سپرم

خجلم از این همه ایثارت

شده ام شرمنده ی پیکارت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

توجه کنید مطالب این بخش برای عموم مردم و بازدید کنندگان می باشد و مخصوص مداحان نیست . این من و شما عزاداران هستیم که در مجالس با بعضی از اعمال نا شایست مداحین همراهی می کنیم ان ما هستیم که او را تشویق می کنیم پس بیایید در عزاداری ها دقت کنیم و رویه حضرت اباعبدالله را که امر به معروف و نهی از منکر بود ادامه دهیم : اگر دیدیم مداحی تحت تاثیر بعضی افراد سودجو و مخالف اسلام تحریک شده و دست به اعمالی ناشایست می زند و آگاهی ندارد بهتر است که او را راهنمائی کنیم و به او این نکات را ذکر کنیم و اگر در توان نبود ان مجلس را ترک کنیم . لطفا به متن عکس ها نیز  توجه کنید

بهترین نوع اثر گذاری

شعر را از لحاظ هنری ، سطح خوب انتخاب کنید ، چون اثر گذار است .

شعر خوب و شعر هنری ، همان خاصیت عمومی هنر را دارد .

خاصیت عمومی هنر این است که بدون اینکه خودِ گوینده حتی در خیلی از موارد توجه داشته باشد  ، اثر می گذارد .

تاثیر شعر ، نقاشی ، بقیه ی انواع هنر ، صدای خوش و آهنگ های خوب که اینها همه هنر است روی ذهن مخاطب ، من حیث لایشعر به وجود می اید ، یعنی بدون اینکه مخاطب متوجه باشد  آن اثر را در او می بخشد ، این بهترین نوع  اثر گذاری است .

این عکس نشانه چیه من نمی گم شما بگین آخه چرا باید اعمال ما در شان اهلبیت نباشه ؟ چرا ؟ مطلب زیر از یک وبسایت که با این عکس و امثالهم برای امام حسین نوشته بود توجه کنید :((((( سلام عزیزان ماه محرم رو به همه ی عزاداران حسینی تسلیت میگم و انشاالله هرکسی حاجتی داره تویه این ماه سرد بگیره, محرم چادریو مانتویی نمیشناسه کی میگه محرم برای بسیجیاست کی میگه حسین و ما پسرای مو سیخ سیخ دوست نداریم *یا حسین* ))) درسته امام حسین ع برای همه ملت های جهان است ولی آیا ما نیز برای امام حسین ع هستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟

ارزش والا

شما برادران عزیز مداح کسانی هستید که از زبان و حنجره شما امواج نورانی و معطر مدیحه ائمه ی هدی (ع) ساطع می شود و در دل  مخاطبتان می نشیند ، این خیلی ارزش است .

                                          تو یک وبلاگ این مطلب رو نوشته بود مطلب باعث تاسف هست که این ملت به مراجع تقلید اهمیت نمیدن و به حرفشون گوش نمی کنن دوم نظارت متنوع و جالبی و شاید پوچ احمقانه ناآگاهانه بود که داده بودند در ادامه مطلب ببینید :گزارشها از شهر اصفهان در مرکز ایران حاکی است که برخورد پلیس با شماری از عزاداران که با قمه زنی و زنجیرزنی با استفاده از زنجیر تیغدار عزاداری می کردند، به درگیری این عزاداران با پلیس و ایجاد تنش انجامیده است.                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

سطح معارف شیعه

چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم ، استفاده از مدح ها و تمجید های بی معناست ، که گاهی هم مضر است .

فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل (ع) صحبت می شود ، بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن ، مثلا" قربون چشمت بشم !

مگر چشم قشنگ در دنیا کم است ؟

مگر ارزش حضرت ابالفضل (ع) به چشم های قشنگش بوده ؟!

اصلا" مگر شما حضرت ابالفضل (ع) را دیده اید و می دانید چشمش چگونه بوده است ؟!

اینها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد .

معارف شیعه در اوج اعتلاست . می شود معارف شیعه را در همه ی سطوح عرضه کرد ، از سطوح ذهن متوسط و عامی بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوف ها . ما با این معارف نباید شوخی کنیم .

ارزش حضرت اباالفضل (ع) به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است ، به صبر و استقامت اوست ، به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر آب ، بدون این که شرعا" و عرفا" هیچ مانعی وجود داشته باشد .

ارزش شهدای کربلا به این است که از حریم حق در سخت ترین شرایطی که ممکن است انسان تصورش را بکند دفاع کردند .

  به چه می اندیشی ؟ آیا برای نسل اینده امام حسینی وجود خواهد داشت ؟ اصلا آنها از هدف قیام حسینی چیزی بیاد می اورند ؟ یا اصلا برایشان حسینی نخواهد ماند ؟؟؟ باید زمینه سازی کرد اما چگونه ؟ خودم دیدم در فیلم مداحی نزار قطری انکه از سیمای ملی پخش شد کودکی لخت بر روی  گردن پدرش که پدر نیز لخت بود و کودک در ان بلندی که هیچ نمی فهمید و خیال می کرد که لختی فرهنگ است و مد جدید است و یا همان استخر مردانه بی هدف خود را می زنند به کجا معلوم نیست اخر چرا چرا ؟ ایا از امام حسین شرم نمی کنیم !!!!!!!!

 رسم مداحی قدیم

 نباید بگذارید منبر ده دقیقه ای یا بیست دقیقه ای شما (مداحان) از معارف خالی بماند .

در منبر مداحی حتما" در اول ، فصلی اختصاص بدهید به نصیحت یا بیان معارف به زبان زیبای شعر .

اصلا" رسم مداحی از قدیم این طوری بوده است ، الان یک مقدار آن رسم ها ، کم شده .

مداح در اول منبر یک قصیده ، یک ده بیت شعر کمتر ، بیشتر فقط در نصیحت و اخلاق ، با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان میکرد ، مردم هم می فهمیدند و اثر هم می گذارد .

                                                شرمنده از درج چنین عکسی ولی همه ما شاهد چنین فجایعی در چند سال اخیر بوده ایم ، اگر بپرسی حسین کیست نمی داند اگر بپرسی چه شد که قیام کرد نمی داند نمی داند حسین برای ریشه کن شدن فساد برای امر به معروف و نهی از منکر برای احیای دین جدش رسول خدا طفل شش ماهه نثار کرد . حال بپرسید چرا امده جواب می دهد برای تفریح برای کیف و حال برای جلب توجه بر ای مانکنی برای اینکه به جای عزاداری با نامحرمان بنشیند و روز عاشورایی دل بدهند و قلوه بگیرند وای بر ما که اینگونه برای سرور و سالار شهیدان عزاداری می کنیم      

   وقتی عزاداری ها به "شو" تبدیل می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

در جستجوی خواجه

اگر بی پناه شدی ، اگر دلت گرفت ، اگر تنها ماندی ، اگر اشک هایت سرازیر شد و اگر .... ، آن وقت است که خدا عاشقت شده ، اگر دستت را نگرفت و باز احساس تنهایی کردی ، آن لحظه است که داری به خوشبختی نزدیک می شوی ، ولی حیف که خودت خبر نداری . خدا به تو نزدیک است ، نزدیکتر از رگ گردن به تو .

 

                                 

میلاد مبارک

      

میلاد با سعادت امام یازدهم شیعیان پدر گرامی امام زمان )عج(حضرت امام حسن عسگری(ع) بر عاشقان و دلدادگان کویش مبارک باد .            

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

مشکل گشا بیا ، همه محتاج چاره اند ....

مسافر

این جمعه هم گذشت و پنجره ها باز بسته ماند

قصه ها پایان نیامد  و این راز بسته ماند

دل ها کبوترانه  منتظر فتح آسمان

اما خبر رسید نه ، پر پرواز بسته ماند

مردی  قرار بود عشق بکارد به سینه ها

انگار دست های سبز پر اعجاز بسته ماند

با ور کنید لحن سبز دعایم عوض نشد

وقتی دوباره پشت حنجره آواز بسته ماند

این جمعه هم گذشت و شعر مسافر تمام شد

اما مسافری نیامد و این راز بسته ماند

          روز ملی فناوری هسته ای رو به فرزندان ایران اسلامی و ملت ایران تبریک  می گویم      

سلام

خسته نباشید . در آستانه سالگرد تاسیس دلدادگان این قطعه ی کوچکی از سرزمین دلدادگی و این شاخه ای از چشمسار عظیم و پر مهر انتظار  بر آنیم که این توفیق الهی و بسیار پر برکت را به موجب ادای تکلیف و انجام کاری مفید  از برای مولا و همچین آشنایی با یاران صمیمی و خلاق دلداده که در این مدت همراه دلدادگان بوده و با راهنمائی ها موجب آگاهی و با نظرات موجب دلگرمی بنده شده اند قدر دانی و سپاسگذاری نموده  و  از حق تعالی عاجزانه خواستارم که ما (( جمع دوستان وبلاگ نویس اسلامی )) توفیق هر چه بیشتر خدمت در راه خیر عنایت بفرماید .

در تاریخ 25/1/86 یعنی دو روز بعد از افتتاح وبلاگ تصمیم گرفتم نظر سنجی که برای خود من هم سوال بود و نسل جوان را نیز تحت الشعاع قرار می داد در وبلاگ قرار دهم .

سوال عمده و مهم من این بود که انسان ها چگونه و از چه طریقی ، کجا ، به خدا نزدیک می شوند ، چگونه با معبود خود همکلام می شوند ، چگونه یاد او را در دل زنده نگه می دارند ؟

.امیدورام که این راه ها را بیشتر و مستحکم تر و همراه دوستانی که همیشه با خدا هستند باشیم.

الحمدالله بعد یک سال نتیجه بسیار خوبی حاصل شد و من در عدد مقدس (( 110 )) به این نظر سنجی پایان دادم و حال این نظرات جالب و نشات یافته از روح پاک و خدایی بینندگان را برای نمایش عموم قرار می دهم .

منتظر 23 فروردین سالگرد آغاز کار وبلاگ((دلدادگان)) باشید ...

و من ا... توفیق ** حامد **

« دلدادگان »                             
 

لحظه های دلدادگی ؟ چگونه و کجا ؟


1- در حال نماز

.

 29رای - 26.3%

.

2- در حال قرائت قران

.

 14رای - 12.7%

.

 

3- رفتن به مسجد و هیئت

.

 16رای - 14.5%

.

4- شنیدن موسیقی اسلامی

.

 16رای - 14.5%

.

5- من همیشه با خدا هستم

.

 35رای - 31.8%

.

 


عنوان نظرسنجی: دلدادگان
تاريخ شروع نظرسنجی:
1386/1/25
مجموع نظرات: 110
آدرس: http://basher110.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی مرود از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد  که ز تاراج خزان رخنه نیافت

بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

 

به نام خالق هستی بخش

که طبیعت را دوباره حیاتی دگر بخشید ...

 

مستحکم کردن روابط و پیوند های عاطفی ، شادی و طراوت دل ها و نو کردن خصوصیات زیبا ، نجیبانه و مهربانانه نوروز است که  همگی مورد تایید آیین مقدس اسلام است .  ((  مقام معظم رهبری ))

 

با سلام و صد سلام  بهاری خدمت همه سروران گرامی از اینکه در این مدت دراز اما زود گذر ما رو تحمل کردین و با حضور بهاری خودتون وبلاگ ما رو مورد لطف و عنابت خودتون قرار می دادید و میدهید بسیار بسیار متشکرم  اجرتون با امام زمان (عج) .

عزیزان فرا رسیدن عید نوروز عید تازه شدن طبیعت که امیدوارم دل ها را نیز صیقل و روح ها را جلا نیز ببخشد و با بهاری نو ارتباطی نو و صمیمی با خدا و امام زمان نیز آغاز کنیم بر شما مبارک و میمون باشه .

از درگاه حق خواستارم سالی خوب و خوش ، پر برکت و با صفا و سراسر امید و شادابی در کنار خانواده و ملت عزیز رو داشته باشید .

یا مقلب القلوب

وقتی این دعا رو تو لحظه تحول طبیعت و آغاز سال جدید می خوانی بدان که دل ها و چشم های زیادی محتاج دعای تو مهربان و دلداده است که از دعای خیر خود ملتمسین را بی بهره نگذاری .

پس سال نو مبارک .

امیدوارم با مرور به سال گذشته در رفتار ، کردار ، و اعمال خود تجدید نظر کرده و بتوانیم در سال 1387 نزدیکی خود را با قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (عج) بیشتر و بیشتر کنیم . البته به خودم هم این توصیه را می کنم .

و بدانید هر روزی که بنده مومن گناه نکند عید است . عید .

 

قول داده بودم که عکس هایی رو از مناطق عملیاتی که جای شما خالی رفته بودم برای نمایش عموم تو وبلاگ بزارم . حالا الوعده وفا .....

امیدوارم که مورد پسند قرار بگیرد ... و موجب رضای خدا و شهیدان عزیزمون باشه و شما نیز دل های مهربان خود را به شهیدان بسپارید .

 

الهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا از همه عزیزان برای همه ملتمسین دعا

یا علی

 

 شرهانی - عکس از برادر ارزشمند

 

اروند کنار - عکس از بسیج دانش اموزی خوی

 

یادمان شهدای هویزه - عکس از بسیج دانش اموزی خوی

 

طلائیه .. عکس از برادر ارزشمند

 

قتلگاه شهدا فتح المبین عکس از برادر جهانی

دوکوهه ((این محل مقدس است )) خیلی با صفاست

 

شلمچه   عکس از بسیج دانش آموزی خوی

 

حرم دانیال نبی شوش

 

دوکوهه معراج دلدادگان عکس از برادر جهانی

 

شلمچه مزار شهدای گمنام عکس از برادر ارزشمند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

عید سعید غدیر خم عید بزرگ مسلمین عید عزیز شیعیان سالروز انتخاب بلافصل حضرت امیرالمومنین حیدر حضرت علی بن ابیطالب (ع) به جانشینی بر حق حضرت رسول اکرم (ص) مبارک باد .

التماس دعا

علی مرد بزرگی بود (هست)

او همراه پیامبر بود

او شخصیتی جذاب داشت و دارد که بعد از قرن ها جُرج جرداق نویسنده مسیحی او را درک کرد.

خوش به حال عاشقان دلباخته حضرت امیر(ع)

انانکه برای عبور از پل صراط عشق علی را به همراه دارند

*یا امیرالمومنین حیدر نظری*

*یا علی مددی*

 یا علی دستم بگیر

 

کتاب محکم مُنزل که خوانیش قرآن

به حکم حق همه احکام محکمات علیست

وجود آدم و شیث و انوش و مهدائیل

برای خلقت اصلاب شامخات علیست

 

آنکس که از لباس تقوا برهنه باشد ، با هیچ لباسی پوشیده نمی شود .

 

علم و دانش بیش از آن است که بشود همه آن را فرا گرفت پسص از هر دانشی بهترینش را برگزینید .

 

در مردمی که نصیحت کننده یکدیگر نیستند و نصیحت کنندگان را دوست ندارند خیری نیست .

این ها بیانات گوهرباری از حضرت علی (ع) بود

امیدوارم و از خداوند خواستارم که از رهروان و پیروان و شیعیان و عاشقان و دوستداران آن امام عزیز باشیم

براتون ارزوی خوشی خرمی و سلامتی در زیر سایه حضرت علی (ع) را خواستارم .

تبریک می گم به به چه ایام با ضیافتی

تبریک مخصوص به حضرت ولی عصر (عج)

روز جمعه سر رسید و

ولی باز

نیامدی

الهم عجل لولیک الفرج

التماس  دعا

یا علی یا حق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

به نام حق

سلام ، امیدوارم در این مدتی که بنده نبودم خوب بوده باشید و خوشحال از اینکه ما مزاحم نمی شدیم

این مدت به دلیل یک عمل جراحی کوچک به دستور دکتر عزی در استراحت کامل بودم تا زود خوب بشم

چشم به راه سرور دلدادگان

می دونم به چی فکر می کنید ...

به اینکه ما نرفتیم تا از دستمون راحت بشین ولی نمی دانم حکمتش چیست که باید دوباره من رو تحمل کنید .

و امیدوارم این دفعه بهتر از قبل در خدمتتون باشم

از کلیه دوستان و بروبچ خوب وبلاگ های اسلامی متشکرم که به ما سر میزدن و فراموشمون نکردن

التماس دعا

شدید برای شفای مریضان

یا علی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

نیایش

 الهم عجل لولیک الفرج ...

 

-         من باید بیشتر کار کنم

از هوی و هوس بپرهیزم

قوای خود را بیشتر متمرکز کنم

و از تو ای خدای بزرگ می خواهم که بیشتر مرا کمک کنی .

-         ... خدایا ، کودک که بودم ، از بلندای آسمان و ستارگان درخشنده اش لذت می بردم ،

اما امروز از آسمان لذت می برم   زیرا بدون آن خفه می شوم ،

زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحی ام  نکاهد ، دیگر خفه می شوم .

 

·        شهید دکتر مصطفی چمران  / کتاب " خدا بود و دیگر هیچ  نبود "

  

رمز ماندگاری

 

 بسیجیان مرد عمل دیروز - بسیجی محبوب مردمی- خداوند همشون رو حفظ کنه

شهیدان قله نشینان سیر کمالند و ستارگان درخشان عالم بشریتند . شهید و شهادت حجت دائمی و راهنمای عمل انسان ها به سوی سعادت ابدی هستند . فرهنگ شهادت طلبی و ایثار ، رمز ماندگاری و شکست ناپذیری وارستگان است . امروزه حفظ و ترویج این فرهنگ ، اقدامی انقلابی و ارزشی جاودانه است . سلام و صلوات خداوند و ملائکه و صالحان بر امام بزرگوار و شهیدان شاهد انقلاب اسلامی که این راه را گشودند و طعم شیرین عند ربهم یرزقون را در کام ملت ما ، خصوصا" جوانان این مرز و بوم نشاندند .

 

·        رئیس جمهور محبوب ایران اسلامی ، دکتر محمود احمدی نژاد

 

ای کاش ....

 

ای نگاه تو سرشار از عطر مهمان نوازی !

زیر باران بی رحم این عشق های مجازی

 

کی تنور گلوی تو می خواند آواز آتش ؟

کی مرا در لهیب نفس های خود می گذاری ؟

 

کی قدم می زنی در سکوت غریبانه من ؟

کی به هم می خورد نظم این شانه های موازی ؟

 

کی به آیات آتش صدای مرا می گشایی ؟

کی به مضراب خنجر گلوی مرا می نوازی ؟

 

می توانستی ای کاش  از من سراغی بگیری !

می توانستی ای کاش از من  شهیدی  بسازی !

 ·        عبدالجبار  کاکایی

 

 

 تا خون در رگ داریم پیرو ولایت فقیه هستیم ....

 

 بسیج مدرسه عشق است .

 

آن شجره طیبه ای که  با خون آبیاری گردید و  به ما سپرده شد که به  وصال برسانیم .

سالروز تشکیل ارتش بیست میلیونی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) و هفته بسیج رو به حضور فرماندهی کل قوا به رزمندگان دلاور میهن اسلامی و نوجوانان و جوانان پسر و دختر بسیجی با غیرت و به مردم وطن عزیزم تبریک و شادباش می گم .

سخن بسیار است ، بسیاری شنیده اید و من نیز قدرت بیان آن را ندارم اما .....

چیزی که عیان است دیگر نیاز به بیان ندارد ولی ...

 

این تصویر کوچکی از عظمت بسیجیان غیور است * درود بر حزب الله * تا کور شود - هر آنکه نتواند دید *

 

باید بگم بسیجی بودن افتخار بزرگیست نه بخاطر اینکه ما بسیجی هستیم .. نه ...

چون قبل از ما مردان بزرگی بسیجی بوده اند و نه به حرف بلکه به عمل نشان داده اند .

امیدوارم ما نیز( بسیجیان امروز و فردا ) نه به  حرف بلکه به میدان عمل بسیجی بودن خود را نشان دهیم .

حقیر با تمام تلاش ها هنوز به حرف بسیجی هستم و خود را بسیجی واقعی نمی دانم امیدوارم روزی در همین نزدیکی به عمل ثابت کنیم که بسیجی هستیم .

هر چند یاداور بشم به اسم بسیجی بودن هم امتیاز بزرگی است ( خوشا به حالشان )

و اونایی که بسیجی نیستن و می خواهند بسیجی باشند یا بسیجی وار بشن زود تر کار را تمام کنند زیرا هر چه زودتر به این افتخار نایل شوند امتیاز بیشتری خواهند داشت .

اونایی که بسیجی نیستن و اصلا با این کلمه و یا ( افراد بسیجی ) مشکل دارن بدانند که در خواب زمستانی  سنگینی به سر می برند .... بهتر است بیدار شوند و قیاص بسیجی بودن رو من و امثال من نگذارند ...

چون ....

بسیجی واقعی ، بسیجی حق و همیشگی

حضرت علی (ع)    بود و  بس .

برای شادی روح امام راحل شهیدان این خاک پرگوهر

سلامتی مقام معظم رهبری و بسیجیان مخلص و با خدا

برای اینکه حضرت ولی عصر(ع) از همه ما راضی باشه

سه تا صلوات محمدی  بفرست ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آذر1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

منتظران ظهور

روزی در سنین جوانی من به مرحوم حاج ملا احمد آقاجان عرض کردم چرا امام زمان (ع) را نمی بینم فرمودند هنوز سن تو کم است .

گفتم : اگر به لیاقت ما باشد هیچکس حتی سلمان هم لیاقت تشرف به خدمت آنحضرت را ندارد و اگر به لطف او باشد حتی می بتواند به سنگی هم این ازش را عنایت بفرمایند .

از این جمله من خیلی خوشش آمد و گفت : درست است شما فردا در حرم حضرت رضا (ع) موقع مغرب آماده باش فرجی برایت خواهدش د .

من  آن شب را در حرم بودم  ، حال خوشی داشتم  ولی چون گمان می کردم  که شاید خدمت  امام زمان (ع)  برسم و موفق نشدم متاثر بودم تا آنکه برای خوردن غذا به منزل میرفتم . در بین راه از کوچه تاریکی میگذشتم ، سیدی را که در آن تاریکی تمام مشخصات لباس و حتی سبزی عمامه اش  ظاهر بود از دور می دیدم که میاید  . وقتی نزدیک من آمد او ابتدا به من سلام کرد من جواب دادم و از این برخورد فوق العاده در فکر فرو روفتم که آیا این آقا با این خصوصیات که بود ؟ با همین شک و تردید به مسافرخانه برگشتم ، بمجردیکه مرحوم حاج ملا آقا جان چشمش به من افتاد و من هنوز ننشسته بودم و سخن نگفته بودم ، دیدم این اشعار را می خواند :

گوهر مخزن اسرار همان است که بود

حقه مهر بدان مهر نشان است که بود

 

برای سلامتی مهدی فاطمه صلوات

تا آخر غزل ...

حالم متغییر شد و دانستم که این مرد بزرگ علاوه بر آنکه از حال و نیتم اطلاع دارد ارتباط خاصی هم با خاندان عصمت (ع) دارد و میداند که آن آقا حضرت ولی عصر (عج) بوده است .

 

برگرفته از کتاب : ملاقات با امام زمان (ع)

نوشته : حجت الاسلام والمسلیمن  سید حسن ابطحی

 ***

خوش به حال کسانی که با آگاهی مولای خود را زیارت می کنم

خوش به حال  کسانی که هر روز هر لحظه مولای خود را می بیند ولی نمیشناسد

بدا با حال ما بدا (خودم ) که لیاقت نداریم ....

به خوبا سر می زنی ، مگه بدا دل ندارن ...

                                                                    یاین الحسن

سلامتی آقا صلوات

 

در هر نفس کشیدن امتحانی است ، ببین با انگیزه رحمانی آغاز می شود یا با انگیزه شیطانی آمیخته است .

                                                         رجبعلی خیاط

 

امیدوارم از این پست راضی بوده باشید این سخن آخر رو حال کنید و برای شادی روح این چنین مردان بزرگی که باعث افتخار ایران و شیعیان هستند کسانی که هر لحظه با یاد خدا در ملاقات دلدار حقیقی خودشون مولای خودشون بودند

صلوات محمدی پسند بفرستید ...

امیدوارم که بتونیم اول مولای خودمون رو بشناسیم و بعد راه این علما و صالحین عزیز رو ادامه بدیم . انشالله

التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

به نام حضرت دوست

شهادت امام جعفر صادق ششمین امام شیعیان رو به شما دلسوختگان اهلبیت تسلیت عرض می کنم .

امام صادق علیه السلام فرمودند:

أَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ
نزدیکترین حالات بنده به پروردگار حالت سجده است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

                    ***********************

شهر من و آرامگاه شمس تبريزي    استاد شمس تبريزي...

با سلام و عرض خير مقدم

شهري بود دياري ، كه در اين ديار مردم با صفا و مومن زندگي مي كردند . اين شهر به دارالمومنين مشهور است . در اين شهر كوچك مرزي مناظر و مكان هاي تاريخي و ديدني زيادي وجود دارد .

از جمله اين مكانها كه در گوشه شهر بي توجه افتاده بود مناره شمس تبريزي كه در قطعه كوچك و بي ارزش زميني در ميان خانه هاي مردم كه هر روز صبح اولين نگاهشان به اين مناره عظيم و در عين حال زيبا و جذاب مي افتاد ولي بي اينكه فكر و خيالي نسبت به اين مناره داشته باشند گذر مي كردند .

مناره شمس قبل از توجه

آنگونه كه من به ياد دارم مي گفتند : يكي از سلاطين به حرمت شمس تبريزي دستور ساخت مناره اي داد با شاخ قوچ هاي وحشي شكار شده توسط خودش كه از زيبايي و شهرت بالايي برخوردار باشد .

اين مناره در هر سال كه مي گذشت فرسوده و غريب تر مي شد و ديگر داشت رو به سوي فراموشي مي رفت و آن شاخ هاي عظيم قوچ شكسته و از بين مي رفت تا اينكه ...

اري بالاخره در سال 1386 و اواسط ماه تابستان گروه هاي كاوش به كار افتادند و بعد جست و جو خبرهايي در شهر پيچيد .

اين مكان با ارزش اما بي توجه همانند بمب عظيم صوتي منفجر شد و در سراسر جهان طنين انداز شد كه مقبره شمس تبريزي در ايران آذربايجان غربي خوي واقع شده است . و انگاه بود كه نظر ها به سوي اين محل متوجه شد .

بماند كه چه شد و چه كردند و چگونه در عرض يك ماه اين همه خرج صرف اين مكان براي ازاد سازي از ميان منازل و  بازسازي و زيباسازي مناره شمس تبريزي شد .

و بالاخره كنگره بين المللي شمس تبريزي محيا شد . تهران تبريز خوي

مناره شمس تبريزي

همانگونه كه در رسانه هاي خبري شنيديد و ديديد اين شهر كوچك ما به لطف خدا و با داشتن شمس تبريزي بر سر زبانها افتاد به طوري كه پذيراي  مسئولين و هنرمندان و مهمانان خارجي شد .

روز سه شنبه پذيراي استاد حسام الدين سراج بود كه با صداي هنري خود براي شمس خواند .

روز چهارشنبه مراسمي با حضور مهمانان و مردم همراه با قرائت شعر شعراي شهر و نواخت ني براي شمس تبريزي تمام شد .

روز پنجشنبه نيز رئيس مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي دكتر حداد عادل  با حضور در آرامگاه شمس تبريزي  و ديدار از شهر كوچك ما به  ايراد سخنراني پرداختند .

روز جمعه  همزمان با اختتاميه  كنگره شمس با حضور   معاون وزير كشور ( البته قرار بود خود وزير محترم تشريف بياورند كه نشد ) آقاي حجت الاسلام شهاب مرادي ( همون شهاب مردم ايران سلام ) و هنرمندان از جمله آقايان داود رشيدي علي نصيريان پرويز پرستويي - حسن پورشيرازي و خانمها هانيه توسلي و مهتاب كرامتي و همچنين اعضاي خانه سينما و با خوانندگي استاد آواز شهرام ناظري با حضور مسئولين و مردم با صفاي اين ديار پايان يافت .

همزمان با كنگره نمايشگاهي از توانمندي ها و صنايع دستي شركت ها و كارخانجات و اصناف شهر نيز بر پا شده بود .

آري بالاخره اين يك هفته كنگره با همه شلوغي تمام شد .

و *ن : آيا اين كار ها براي شهرمان  مفيد خواهد بود ؟

و*ن: آيا اين پيشرفت باعث رونق گرفتن زندگي و اشتغال سازي براي مردم خواهد شد ؟

و* ن : آيا اين همه سرمايه و خرج كه براي برگزاري اين كنگره خرج شد به باد نمي رود ؟

و*ن : آيا قشر مستضعف جامعه نيز از حضور استاد شمس بهرمند خواهند شد ؟

و*ن : آيا اين كنگره ادامه خواهد داشت ( هفته شمس تبريزي )؟

و* ن : ايا ظهور حجت را نيز اينگونه پذيرا خواهيم بود ؟

و*ن: و هزاران آيا براي من و شما كه چرا وقتي مردمي با تغييري روبه رو مي شوند رنگ عوض مي كنند ؟

و* ن : به اميد ان روزي که همه پيامهاي اس ا م اسي وهمه خبرهاي  دنيا بشه اين جمله كه ((مهدي آمد))

براي سلامتي مهدي طاووس اهل جنت صلوات بفرست

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

گفتم کجایئ ای دوست ، فرمود خواهم آمد

من مهدیم که روز موعود خواهم آمد

آدینه ای ز مکه ظاهر شوم چو خورشید

امروز شاهد ، آنروز مشهود خواهم امد

تا پر کنم جهان را از رحمت الهی

من عبدم و به اذن معبود خواهم امد

بر بال هر فرشته روح الامین نوشته

من وارث مقام محمود خواهم آمد

ای تکسوار عشق ........

خوانید با ملائک  عجل علی ظهورک

دیر آشنا نباشد من زود خواهم آمد

از شرق ره چو آیم بر غرب می گشایم

بر من دری نباشد  مسدود خواهم امد

آنگاه با نوای اِنی بقیه الله

شیواتر از سرود داود خواهم آمد

ما را دم مسیحاست عیسی مُلازم ماست

همراه آن وجود ذیجود خواهم آمد

روزی ز  روزگاران با بیرق و سواران

چون قاصدی به شهر مقصود خواهم آمد

 

** شکر خدای یگانه را که دوباره فرصت داد تا به جمع دوستان برگردم

امیدوارم که بتوانم بهتر و بیشتر ارادت خودم را به حضرت ولی عصر (عج) و شما عاشقان و منتظران و دلدادگان انحضرت ابراز کنم **

 

التماس دعا- یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

       انصاف با مردم و ديدار حضرت ولی عصر عليه السلام

 

مردی از دانشمندان در آرزوی زيارت حضرت بقیت الله بود و از عدم توفيق رنج می‌برد. مدت‌ها رياضت كشيد و در مقام طلب بود.
در نجف اشرف ميان طلاب حوزه علميه و فضلای آستان علويه معروف است كه هر كس چهل شب چهارشنبه مرتباً و بدون وقفه و تعطيل، توفيق پيدا كند كه به مسجد سهله رود و نماز مغرب و عشای خود را آنجا بگزارد، سعادت تشرف نزد امام زمان عليه السلام را خواهد يافت و اين فيض نصيب وی خواهدشد. مدت‌ها در اين باب كوشش كرد و اثری از مقصود نديد. سپس به علوم غريبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد و به عمل رياضت در مقام كسب و طلب برآمد، چله‌ها نشست و رياضت‌ها كشيد و اثری نديد. ولی به حكم آنكه شبها بيدار مانده و در سحرها ناله‌ها داشت، صفا و نورانيتی پيدا كرد و برخی از اوقات برقی نمايان میگشت و بارقه عنايت، بدرقه راه وی می‌شد. حالت خلسه و جذبه به او دست می‌‌داد حقايقی می‌ديد و دقایقی می شنيد

در يكی از اين حالات او را گفتند: ديدن تو و شرفيابی خدمت امام زمان عليه السلام ميسر نخواهد شد، مگر آن كه به فلان شهر سفر كنی. هر چند اين مسافرت مشكل بود، ولی در راه انجام مقصود، آسان نمود

پس از چندين روز بدان شهر رسيد و در آن جا نيز به رياضات مشغول گرديد و چله گرفت، روز سی و هفتم يا سی و هشتم به او گفتند: الآن حضرت بقیت الله، امام زمان عليه السلام در بازار آهنگران، در دكان پيرمردی قفل ساز نشسته است، هم اكنون برخيز و شرفياب باش

بلند شد و به طوری كه در عالم خلسه خود ديده بود، راه را طی كرد و بر در دكان پير مرد رسيد و ديد حضرت امام عصر عليه السلام آن جا نشسته‌اند و با پير مرد گرم گرفته و سخنان محبت آميز می‌گويند، چون سلام كردم، جواب فرمودو اشاره به سكوت كردند، اكنون سيری است، تماشا كن

در اين حال ديدم پيرزنی را كه ناتوان بود و قد خميده داشت، عصا زنان، با دست لرزان، قفلی را نشان داد گفت: آيا ممكن است برای خدا اين قفل را به مبلغ «سه شاهی» از من خريداری كنيد، كه من به سه شاهی پول احتياج دارم
پير مرد قفل ساز، قفل را نگاه كرد و ديد قفل، بی عيب و سالم است، گفت: ای خواهر من! اين قفل «دو عباسی» ارزش دارد زيرا پول كليد آن بيش از «ده دينار» نيست، شما اگر ده دينار به من بدهيد من كليد اين قفل را می‌سازم و ده شاهی قيمت آن خواهد بود. پير زن گفت: نه مرا بدان نيازی نيست، بلكه من به پول آن نيازمندم، شما اين قفل را سه شاهی از من بخريد من شما را دعا می‌كنم

پيرمرد با كمال سادگی گفت: خواهرم! تو مسلمان، من هم دعوی مسلمانی دارم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق كسی را تضييع كنم، اين قفل اكنون هم هشت شاهی ارزش دارد من اگر بخواهم منفعت ببرم به هفت شاهی خريداری مي‌كنم، زيرا در دو عباسی معامله بی انصافی است بيش از يك شاهی منفعت بردن، اگر می‌خواهی بفروشی، من هفت شاهی می‌خرم و باز تكرار می كنم كه قيمت واقعی آن دو عباسی است، من چون كاسب هستم و بايد نفع ببرم يك شاهی ارزان خريده‌ام

شايد پيرزن باور نمی‌كرد كه اين مرد درست می‌گويد، ناراحت شده بود كه من خودم می‌گويم، هيچ كس به اين مبلغ راضی نشد، من التماس كردم كه سه شاهی خريداری كنند، زيرا مقصود من با ده دينار انجام نمی‌گيرد و سه شاهی پول احتياج من است، پير مرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خريد!

الهم ارزقنا توفیق زیارتک ...

چون پير زن بازگشت، امام عليه السلام مرا فرمود

 
آقای عزيز! ديدی و سير را تماشا كرد، اين طور باشيد و اين جوری بشويد تا ما به سراغ شما بياييم، چله نشينی لازم نيست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد، رياضات و سفرها رفتن احتياج نيست، عمل نشان دهيد و مسلمان باشيد تا من بتوانم با شما همكاری كنم، از همه اين شهر من اين پير مرد را انتخاب كرده‌ام، زيرا اين پير مرد دين دارد و خدا را می‌شناسد، اين هم امتحانی كه داد، از اول بازار اين پيرزن عرض حاجت (كرد) و چون (او را) محتاج و نيازمند ديده‌اند، همه در مقام آن بودند كه ارزان بخرند و هيچ كس، حتی سه شاهی نيز خريداری نكرد و اين پير مرد به هفت شاهی خريد هفته‌ای بر او نمی‌گذرد مگر آن كه من به سراغ او می‌آيم و از او تفقد می‌كنم .

التماس دعا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

((به نام که خدای کعبه که علی (ع) به وقت سحر به او رستگار شد ))

یاران دلداده سلام ، امیدوارم که این مدت از ماه مبارک رمضان را به تقرب و بندگی به سر برده باشید که لذت  تمام راز و نیاز این ماه به شب زنده داری در شب های قدر است . شب قدر یکی از پر فضیلت ترین شب های سال می باشد که همگی به عظمت و برکت و رحمت و مغفرت خداوند در این شب به بندگانش آگاه هستید .

امیدوارم که دعای شما در این شب ها مورد قبول حق قرار بگیرد چرا که چشمان منتظر زیادی برای خلوص قلب شما و دعای خیر شما نیازمند هستند .

برای همه ملتمسین دعا کنید .

تو را می خوانم ... یا هو

 

حاجت خواستن از خدا

من مواعظ النبی صلی الله علیه و اله وسلم :

(( الحوائج  الی الله و اسبابها فاطلبوها الی الله بهم فمن اعطا کموها فخذوها عن الله بصیر )) * تحف العقول ، ص 48 *

از توصیه های حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

همه نیازها به درگاه خداست با اسبابش آنها را از ته دل از خدا بخواهید .

پس هر کس آنها را به شما داد ، از طرف خداوند با بردباری بگیریدشان .

                                             یا علی دستم بگیر

 

شب قدر  برای شیعیان مولا علی (ع) یک ویژگی خاصی دارد . این شب ها مصادف شده با شهادت مولا امیرالمومنین چه مظلومانه زیست و چه مظلومانه شهید شد .

شهادت اولین امام شیعیان ، مولای متقیان ، حضرت علی بن ابیطالب بر محضر مقدس حضرت ولی عصر (عج) و همچنین شیعیان و عاشقان آنحضرت تسلیت باد .

                                                     

 

                                          شیعه یعنی دوستدار مرتضی

شیعه یعنی جان نثار مرتضی

شیعه یعنی مرد تسلیم و رضا

شیعه یعنی آیت صدق و صفا

شیعه یعنی عاشق راز و نیاز

شیعه در معراج باشد با نماز

شیعه دارد در کف اش حبل المتین

شیعه یعنی شاکر و اهل یقین

 شیعه یعنی  پیشمرگ فاطمه

رنگ توحیدش به رنگ فاطمه

شیعه یعنی پیرو مولا علی

قلب او با نور ایمان منجلی

شیعه یعنی اسوه دلدادگی

شیعه یعنی سمبل آزادگی

***

امیدوارم که بتوانیم با راز و نیاز به درگاه حق و عزاداری برای مولایمان علی (ع) در این شب های عزیز مورد مغفرت و رحمت خدای متعال قرار بگیریم .

برای سلامتی و تعجیل در فرج منجی عالم هم دعا کنید .

الهی العفو ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

قلب عالم امكان
قلب عالم امكان و امام الكل فى الكل امروز ولى الله الاعظم ، قائم آل محمد صلى الله عليه وآله ، حجه بن الحسن العسكرى مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف است .

آن شاخ گل از چه هست پنهان زچمن

از فيض وجود اوست عالم گلشن

خورشيد اگر چه هست در ابر نهان

از نور ويست باز عالم روشن

****

سلام خوبین خوش امدید

عزیزان از حضور پر شور شما سپاسگذارم شاید نتونم مدتی در خدمتتون باشم تا بعد حلالمون کنید و منتظر باشید و بمانید

***

ماه شعبان هم با همه خوبی ها داره تموم میشه

...ای با خبر بکوش تا صاحب خبر شوی ...

حلول ماه پربرکت مهمانی خدا ، ماه رمضان ، ماه عاشقان و دلدادگان بر مقربان درگاه الهی و اونایی که می خوان از امسال مقرب بشن مبارک

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

((اللهم عجل لولیک الفرج ))

نمی گویم کجا یا کی بمیرم

بزن نی مطربا با می   بمیرم

بهار امد ولی من عهد کردم

چو می میرم به عشق دی بمیرم

(( دی مساوی با 14 و می و نی مساوی 110 در حروف ابجد می باشد ))

 

بیا که کوی دل صفا گیرد

 

**************

سلام

ولادت باسعادت آخرین نور هدایت ،آخرین امام شیعیان ، آن یوسف زهرا (س) حضرت حجت ابن الحسن العسگری امام مهدی (ع) را به پیشگاه عاشقان وصل یار ، دلدادگان حضرت و منتظران ظهور تبریک و شادباش می گویم .

و باز هم نیمه شعبان رسید و یار نیامد ............

تو را چگونه بخوانم ؟؟

در دعای فرج یا دعای عهد یا در دعای ندبه یا در زیارت آل یاسین در دعای کمیل مولای من ، جانم به فدایت ، همه دلدادگان به ندای یا صاحب الزمان (عج) تو را می خوانند .

بیا ، بیا ، بیا و شب انتظار منتظران را سحر کن .

                                             

**************

ارادتنامه

حاجات کل شیعیان شد برآورده

در نیمه شعبان شدی ظاهر از پرده

نور رخت   در سامره     انجلا کرده

**

بادا مبارک مقدمت بر همه یاران

باشد به سویت ای طبیب چشم بیماران

از روی زیبایت جهان گشته گلباران

**

یا حجت ابن العسگری مهدی زهرا

تنها   توئی  فرمانده     کشور دلها

جز تو که باشد یار ما در همه دنیا

**

در جشن میلادت ز جان خرم و شادیم

شادیم از اینکه   دلبرا  دل به تو دادیم

مولا   برات    کربلا   از تو  می خواهیم

**

رسمیدی نوکر لرینه باش چکر اربابیلری

چشم به راهیندی هامی جمع گدایان آقاجان

بیر باخیشین جنتیلن ائتمرم عالمده عوض

سن سیز آخر نیلورم جنت و رضوان آقاجان

**

سلامتی امام زمان صلوات

قطب عالم امكان
امام زمان در عصر محمدى صلى الله عليه وآله انسان كاملى است كه جز در نبوت تشريعى و ديگر مناصب مستاءثره ختمى ، حائز ميراث خاتم به نحو خاتم است . و مشتمل بر علوم و احوال و مقامات او به طور اكمل است . و با بدن عنصرى در عالم طبيعى و سلسله زمان موجود است ، چنانكه لقب شريف صاحب الزمان بدان مشعر است ، هر چند احكام نفس كليه الهيه وى بر احكام بدن طبيعى او قاهر و نشاه عنصرى او مقهور روح مجرد كلى ولوى اوست . و از وى به قائم و حجه الله و خليفه الله و قطب عالم امكان و واسطه فيض و به عناوين بسيار ديگر نيز تعبير مى شود.

اين چنين انسان كه نامش مى برم

من ز وصفش تا قيامت قاصرم

چنين كسى در اين زمان ، سر آل محمد صلى الله عليه وآله ، امام مهدى ، هادى فاطمى هاشمى ابوالقاسم م ح م د، نعم الخلف الصالح و در يك دانه امام حسن عسكرى (عليه الصلوه و السلام ) است.

 ان هذا لهو اليقين . الحمد لله الذى هدانا لهذا و ماكنا لنهتدى لولا ان هدانا الله ؛

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

با سلام

خوبین خوشین سلامتین

خوب شکر خدا

عرض کنم بنده کمترین و نالایق قسمت شده انشالله فردا داریم میریم زیارت

مولای من مرا دریاب

جمکران جمکران ما داریم می آییم

مهدی فاطمه سوی تو می آییم

گر قبولم کنی نوکرت می شوم

ما گدای دریم بر درت می آییم

 

اره زیارت قم و جمکران پابوس بانوی خاتون ایران زمین و محضر مبارک امام زمان (عج)

هر چند اندک ولی لحظه لحظه این سفر روحانی پر از انرژی و سرشار از لطف خداست .

انشاءالله نایب الزیارت هستیم . خدمت حضرت معصومه (س) و آقا صاحب الزمان (عج) سلام شما دوستان گرامی را می رسانم .

خلاصه حلالمون کنید . ببخشید اگر این مدت سرتون رو درد آوردیم .

در پناه خدا باشید .

به امید ظهور

التماس دعا

یا علی

                           یا صاحب الزمان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

      میلاد با سعادت امام نهم امام محمد تقی (ع) رو به همه عاشقان تبریک می گم .

                                به حضرت ولی عصر (عج) هم تبریک می گم

                                     آقاجان عیدی ما یادت نره .................

                              ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

ملاقات با امام زمان

سرگذشت دوم ( قسمت آخر )

....وقتی سر بلند کردم دیدم آقا نیست .

به پیرمرد گفتم این اقا که با من حرف می زد کجا رفت او را ندیدی ؟

گفت نه .

از جوان پرسیدم او هم گفت ندیدم .

یک دفعه مثل اینکه زمین لرزه شد تکان خوردم فهمیدم که حضرت مهدی (ع) بوده است .

حالم به هم خورد رفقا مرا بردند آب به سر و رویم ریختند .

گفتند : چه شده  . خلاصه نماز را خواندیم به سرعت به سوی تهران برگشتیم .

یکی از علما تهران را لدی الورود در تهران ملاقات کردم و ماجرا را برای ایشان تعریف کردم و خصوصیات را از من پرسید گفت خود حضرت بوده اند حالا صبر کن اگر آنجا مسجد شد درست است .

مدتی قبل روزی یکی از دوستان ، پدرش فوت کرده بود به اتفاق  رفقا که در مسجد با ما بودند او را اوردیم قم به همان محل که رسیدیم دیدم دوپایه بالا رفته است خیلی بلند پرسیدم . گفتند که این مسجدی است بنام امام حسن مجتبی (ع) که پسران حاج حسین  سوهانی می سازند وارد قم شدیم جنازه را بردیم باغ بهشت دفن کردیم من ناراحت بودم سر از پا نمی شناختم به رفقا گفتم تا شما می روید ناهار می خورید من الان می ایم . سوار تاکسی شدم رفتم سوهان فروشی پسرهای حاج حسین آقا پیاده شدم به پسر حاج حسین آقا گفتم اینجا شما مسجدی می سازید ؟ گفت نه گفتم این مسجد را کی می سازد ؟

گفت حاج یدالله رجبیان

تا گفت (( یدالله )) قلبم به زدن افتاد .

گفت آقا چه شد ، صندلی گذاشت نشستم خیس عرق شدم با خود گفتم .

یدالله فوق ایدیهم

فهمیدم حاج ید الله است ایشان را هم تا ان موقع ندیده و نمی شناختم برگشتم به تهران به ان عالم که قبلا جریان را به او گفته بودم این قصه را هم تعریف کردم .

فرمود به سراغش برو درست است من بعد از آنکه چهار صد جلد کتاب خریداری کردم رفتم قم آدرس محل کار (پشمبافی ) حاج یدالله را معلوم کردم رفتم کارخانه از نگهبان پرسیدم . گفت حاجی رفت منزل .

گفتم استدعا دارم می کنم تلفن کنید ، بگویید یکنفر از تهران آمده با شما کار دارد .

تلفن کرد . حاجی گوشی را برداشت .

من سلام عرض کردم ، گفتم از تهران آمده ام چهار صد جلد کتاب وقف این مسجد کرده ام کجا بیاورم .

فرمود شما از کجا این کار را کرده اید و چه اشنایی با ما دارید ؟

گفتم آقا چهر صد جلد کتاب وقف کرده ام .

گفت باید بگویید مال چیست ؟

گفتم پشت تلفن نمی شود .

گفت شب جمعه اینده منتظر هستم کتاب ها را بیاورید منزل چهار راه شاه کوچه سرگرد شکر اللهی دست چپ درب سوم .

رفتم تهران کتاب هار بسته بندی کردم روز پنجشنبه با ماشین یکی از دوستان آوردم قم منزل حاج آقا .

ایشان گفت من اینطور قبول نمی کنم جریان را بگو .

بالاخره جریان را گفتم و کتاب ها را تقدیم کردم .

رفتم در مسجد هم دو رکعت  نماز حضرت را خواندم و گریه کردم .

مسجد و حسینه را طبق نقشه  ای که حضرت کشیده بودند حاج یدالله به من نشان داد و گفت خدا خیرت بدهد تو به عهدت وفا کرده .

منتظر باشید و بمانید

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

             حلول ماه رجب این ماه پر برکت بر شما عاشقان مهدی زهرا مبارک

                            ما رو هم از دعای خیر خود بهرمند کنید . 

                                     الهم عجل لولیک الفرج ....

                                             ***********

  ملاقات با امام زمان

سرگذشت دوم ( قسمت دوم )

تبسم کرد و فرمود : پنجشنبه است چهار شنبه نیست و فرمود سه سوالی را که داری  بگو . من  متوجه نشدم قبل از اینکه سوال کنم از ما فی الضمیر من اطلاع داد .

گفتم سید فرزند پیغمبر درس را ول کرده ای اول صبح امده ای کنار جاده نمی گویی این زمان تانک و توپ ، نیزه بدرد نمی خورد و دوست و دشمن می ایند رد می شوند . برو درست را بخوان ؟

خندید چشمش را انداخت به زمین فرمود دارم نقشه مسجد می کشم . گفتم برای جن یا ملائکه ؟

فرمود برای آدمیزاد اینجا آبادی می شود .

گفتم بفرمایید ببینم اینجا که می خواستم قضاء حاجت کنم هنوز مسجد نشده است ؟

فرمود یکی از عزیزان فاطمه زهرا (س) در اینجا بر زمین افتاده وشهید شده است من مربع مستطیل خط کشیدام اینجا می شود محراب اینجا که می بینی قطرات خون است که مومنین می استند .

اینجا که می بینی مستراح می شود اینجا دشمنان خدا ورسول به خاک افتاده اند همینطور که ایستاده بود برگشت و مرا هم برگرداند فرمود اینجا می شود حسینه و اشک از چشمانش جاری شد من هم بی اختیار گریه کردم .

فرمود پشت اینجا می شود کتابخانه تو کتاب هایش را می دهی ؟

گفتم پسر پیغمبر به سه شرط :

شرط اول اینکه من زنده باشم . فرمود انشا الله .

شرط دوم اینکه اینجا مسجد بشود . فرمود بارک الله .

شرط سوم اینکه بقدر استطاعت ولو یک کتاب شده برای اجرای امر تو پسر پیغمبر بیاورم ولی خواهش می کنم برو درست را بخوان آقا جان این هوا را از سرت دور کن !!

خندید و دو مرتبه مرا به سینه خود گرفت .

گفتم آخر نفرمودید اینجا را چه کسی می سازد ؟ فرمود : ید الله فوق ایدیهم

گفتم آقاجان من اینقدر درس خوانده ام یعنی دست خدا بالای ههمه دست هاست فرمود آخر کار می بینی .

وقتی ساخته شد به سازنده اش از قول من سلام برسان .

دو مرتبه دیگر هم مرا به سینه گرفت فرمود خدا خیرت بدهد .

من آمدم رسیدم سر جاده دیدم ماشین راه افتاد .

گفتم چه شده بود ؟

گفتند یک چوب کبریت گذاشتیم زیر این سیم وقتی آمدی درست شد .

گفتند با چه کسی حرف می زدی . گفتم : مگر سید به این بزرگی را با نیزه ده متری دستش بود ندیدید . من با او حرف می زدم .

گفتند : کدام سید  ؟ خودم برگشتم دیدم سید نیست زمین مثل کف دست پستی و بلندی نداشتد ولی هسچ کس نبود .

من یک تکانی خوردم آمدم توی ماشین نشستم دیگر با آنها حرف نزدم . حرم مشرف شدیم نمی دانم چطوری نماز ظهر و عصر خواندم . بالاخره امدیم جمکران ناهار خوردیم نماز خواندیم گیج بودم رفقا با من حرف        می زدند من نمی توانستم جوابشان را بدهم .

در مسجد جمکران یک پیرمرد یک طرف من نشسته بود و یک جوان طرف دیگر ، من هم در وسط ناله می کردم گریه می کردم نماز مسجد جمکران را خواندم می خواستم بعد از نماز به سجده بروم صلوات را بخوانم دیدم آقایی که بوی عطر می داد فرمود آقای عسگری سلام علیکم نشست پهلوی من .

تن صدایش همان تن صدای سید صبحی بود به من نصیحتی فرمود رفتم به سجده ذکر صلوات را گفتم دلم پیش آن آقا بود سرم به سجده گفتم سر بلند کنم بپرسم شما اهل کجا هستید ؟ مرا از کجا می شناسید ؟

وقتی سر بلند کردم دیدم ........

ادامه دارد ......

قسمت آخر : سه شنبه

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 تیر1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان

سرگذشت دوم ( قسمت اول )

حضرت ایت الله آقای شیخ لطف الله  صافی در کتاب (( پاسخ ده پرسش )) صفحه 31 می نویسد :

از حکایات عجیب و صدق که که در زمان ما واقع شد . این حکایت را که در هنگام چاپ این کتاب برایم نقل شد و در آن نکات و پند هایی است جهت مزید بصیرت خوانندگانی که به خواندن این گونه حکایات علاقه دارند در اینجا یاد داشت و ضمیمه کتاب نمودم .

چنانکه اکثر مسافرینی که از قم به تهران و از تهران به قم می آیند و اهالی قم اطلاع دارند اخیرا در محلی که سابقا بیابان و خارج از شهر قم بود  در کنار راه قم تهران سمت راست جاده قدیم جناب حاج ید الله رجبیان از اخیار قم مسجد مجلل و باشکوهی بنام مسجد امام حسن مجتبی (ع) بنا کرده است که هم اکنون دایر و نماز جماعت در آن منعقد می گردد .

 در شب چهارشنبه بیست و دوم ماه مبارک رجب 1398 مطابق هفتم تیر ماه 1357 حکایت ذیل را راجع به این مسجد شخصا از صاحب در تهران متوطن است در منزل جناب آقای رجبیان با حضور ایشان و بعضی دیگر از محترمین شنیدم .

آقای عسگری نقل کرد حدود هفده سال پیش روز پنجشنبه ای بودد مشغول تعقیب نماز صبح بودم در زدند رفتم بیرون دیدم 3 نفر جوان که هر سه مکانیک بودند با ماشین آمده اند  گفتند : تقاضا داریم امروز پنجشنبه است با ما همراهی نمایید تا به مسجد جمکران مشرف شویم  دعا کنیم حاجتی شرعی داریم .

اینجانب جلسه ای داشتم که جوانها را در آن جمع می کردم و نماز و قران به انها تعلیم می دادم این سه نفر جوان از همان جوان ها بودند . من از این پیشنهاد خجالت کشیدم سرم را پایین انداختم و گفتم : من چه کاره ام دعا کنم . بالاخره  اصرار کردند من هم دیدم نباید آنها را رد کنم موافقت کردم سوار شدم و به سوی قم حرکت کردیم .

در جاده تهران نزدیک قم ساختمان های فعلی نبود فقط دست چپ یک کاروانسرا خرابه بنام قهوه خانه علی سیاه بود چند قدم بالاتر از همین جا که فعلا ( حاج آقا رجبیان ) مسجدی بنام امام حسن مجتبی (ع) بنا کرده است ماشین خراب شد . 

رفقا که هر سه مکانیک بودند پیاده شدند سه نفری کاپوت ماشین را بلا زدند و با آن مشغول شدند من از یک نفر آنها به نام علی آقا یک لیوان آب گرفتم برای قضاء حاجت و تطهیر رفتم بروم توی زمین های مسجد فعلی دیدم سیدی بسیار زیبا و سفید ابرو هایش کشیده دندان هایش سفید و خالی به صورت مبارکش بود با لباس سفید و عبای نازک و نعلین زرد و عمامه  سبز مثل عمامه خراسانی ها ایستاده و با نیزه ای که بقدر هشت نه متر بلند است زمین را خط کشی می نماید . گفتم اول صبح آمده است  اینجا جلو جاده دوست و دشمن  می ایند رد می شوند نیزه دستش گرفته است !!

( آقای عسگری در حالی که از این سخنان خود پشیمان بود و عذر خواهی می کرد گفت :)

گفتم : عمو زمان تانک و توپ و اتم است نیزه را آورده ای چه کنی برو درست را بخوان

رفتم برای قضاء حاجت نشستم صدا زد آقای عسگری آنجا ننشین اینجا را من خط کشیده ام مسجد است .

من متوجه نشدم که از کجا مرا می شناسد مانند بچه ای که از بزرگتر اطاعت می کند گفتم چشم پا شدم فرمود برو پشت آن بلندی رفتم آنجا پیش خودم گفتم سر سوال با او را باز کنم بگویم آقا جان سید فرزند پیغمبر برو درست را بخوان

سه سوال پیش خود طرح کردم .

1-    این مسجد را برای جنها می سازی یا ملائکه که دو فرسخ از قم آمده ای بیرون زیر آفتاب نقشه می کشی درس نخوانده معمار شده ای ؟

2-   هنوز مسجد نشده چرا در آن قضای حاجت نکنم ؟

3-  در این مسجد که می سازی جن نماز می خواند یا ملائکه ؟

این پرسش ها را پیش خود طرح کردم آمدم جلو سلام کردم بار اول ابتدا او سلام کرد نیزه را بر زمین فرو برد و مرا بسینه گرفت دست هایش سفید و نرم بود چون این فکر را هم کرده بودم که با او مزاح کنم چنانچه در تهران هر وقت سیدی شلوغ می کرد می گفتم مگر چهارشنبه است .

هنوز عرض نکرده بودم که

تبسم کردو فرمود:..................

ادامه دارد ....

(نوشته شده از کتاب ملاقات با امام زمان (عج) )

قسمت دوم: شنبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

به نام آفریننده زیبایی ها

سلام ...

این جمعه هم رسید جمعه ای که حال و هوای خاصی دارد چرا که مهدی زهرا

 

در عزای مادر پهلو شکسته دل غمین است .

 

ای عاشقان بی بی ای منتظران مهدی (عج) بیایید کاری نکنیم که دل مولا بیش

 

 از این غمزده گردد نامه اعمال که محضر حضرت حجت می رسد و اعمال نیک

 

 و پسندیده منتظرانش را می بیند بسیار خوشحال می شود باشد که عاشقان

 

کوی دوست موجب دل آزردگی مهدی زهرا نشوند . انشاءالله

 

امروز در یک نشریه که به حضورتان معرفی خواهم کرد این نوشته را دیدم که

 

 توجه من را جلب کرد .

 

آیا می دانید چند سال ، چند ماه ، چند روز ، از غیبت کبری حضرت مهدی (ع)

 

 می گذرد ؟

 

آیا می داند این دل های بی قرار و چشم های منتظر چه مدت است که منتظر

 

 شنیدن نغمه دلنشین (( انا المهدی )) از کنار کعبه عشق هستند آری امروز

 

دقیقا مصادف با آدینه ..........

 

13/10/1098 قمری انتظار بعد از غیبت کبری می باشد .

 

امیدوارم که این مدت هر چه بوده هر چه گذشته به خیر باشد و اگر هم خطایی

 

 از ما سر زده خداوند به احترام لحظه لحظه گذر مدت غیبت منجی عالم

 

بشریت ببخشد . انشاءالله

 

امید است که منتظران ظهور از این لحظه ها بهره کافی را ببرند از بدی ها

 

کاسته و بر خوبی ها بیافزایند و موجب شادی حق و مهدی زهرا شوند .

 

          دعا می کنیم . دعا می کنیم تا خداوند منجی خود را وصی خود را

 

آخرین تک ستاره بی بی فاطمه (س) هر کجا هست در هر لحظه در هر مکان

 

الهی الهی که به سلامت و در حفظ از گزند حوادث زمینی و آسمانی به سلامت

 

و خوشی نگاه بدارد . انشاءلله

 

 

خداوندا ! چشمان ما دیگر طاقت ندارد درد دوری و فراق او را تحمل نماید .

 

خدایا او را به ما برسان و یا ما را به او ......... بگیر این جان تقدیم تو باد .

                                                     

دعا کنید که خداوند در فرج مهدی زهرا تعجیل نماید .

 

دعا کنید که خداوند مهدی زهرا را سلامت بدارد .

 

دعا کنید که خداوند به ما معرفت شناخت امام زمان (عج) را  عطا فرماید  .

 

 *غم مخور یا فاطمه مهدیت با نسخه دارو و درمان خواهد آمد*

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 خرداد1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان

پدر مرحوم آقای حاج سید رضای ابطحی رضوان الله تعالی علیه برای من نقل می کرد علت آنکه در مشهد

 

دعای ندبه مرسوم شد که خوانده شود این بود که :

 

یکی از تجار اصفهان که مورد وثوق است نقل می کرد که من در منزل اطاق بزرگی را به عنوان حسینه اختصاص

 

 داده ام و اکثرا در آنجا  روضه خوانی می کنم شبی در خواب دیدم که از منزل خارج شده ام بطرف بازار می

 

روم ولی جمعی از علما اصفهان بطرف منزل ما می آیند وقتی به من رسیده اند گفتند : فلانی کجا می روی ؟ مگر

 

 نمیدانی منزلت روضه است . گفتم نه منزل ما روضه نیست .

 

گفتند : چرا منزلت روضه است و ما هم به آنجا می رویم و حضرت بقیه الله هم آنجا تشریف دارند ، من فورا با

 

عجله خواستم به طرف منزل بروم بمن گفتند : با ادب وارد منزل شو ، من مادبانه وارد شدم . دیدم جمعی از

 

علما در حسینه نشسته و در صدر  مجلس هم حضرت ولی عصر علیه السلام نشسته اند . وقتی به قیافه

 

انحضرت دقیق شدم مثل آنکه ایشانرا در جایی دیده ام . لذا ازآنحضرت سوال کردم که آقا من شما را کجا

 

دیده ام .

 

فرمود : همین امسال در مکه در آن نیمه شب در مسجد الحرام وقتی آمدی نزد من لباس هایت را پیش من

 

گذاشتی و من به تو گفتم مفاتیح را زیر لباسهایت بگذار .

 

بهر حال در خواب از آقا سوال کردم فرج شما کی خواهد بود ؟

 

فرمود : نزدیک است به شعیان ما بگویید دعای ندبه را روز جمعه بخوانند

 برگرفته شده از کتاب ملاقات با امام زمان(ع) نوشته : حجت الاسلام و المسلمین سید حسن ابطحی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان

 

مرحوم شهید حجت الاسلام و المسلیمین جناب آقای حاج سید عبدالکریم  هاشمی نژاد استادی داشتند بنام

 

آقای شیخ علی فریده الاسلام کاشانی که من مختصر شرح حال از او در کتاب پرواز روح نفل نوشته ام .

 

ایشان نقل می کرد که شبی مرحوم استادم در ایوان اطاق فوقانی که در قم بودیم رو به حیاط منزل ایستاده بود

 

 و حضرت بقیه الله ارواحنا فداه  را با زیارت آل یاسین زیارت می کرد و با آن حضرت مناجات می نمود .

 

منهم در کنار او منقل را برای کرسی درست می کردم یعنی آتش را باد می زدم تا برای زیر کرسی آماده

 

شود .

ناگهان دیدم مرحوم استاد تکانی خورد و حال توجه اش بیشتر شد و گریه اش شدت کرد من سرم را بالا اوردم

 

 تا ببینم چه خبراست با کمال تعجب دیدم :

 

حضرت بقیه الله علیه السلام در میان زمین و اسمان مقابل استادم ایستاده است  و به او تبسم می کند و من در

 

تاریکی شب تمام خصوصیات قیافه و حتی رنگ لباس آنحضرت را می دیدم .

 

سپس سرم را پایین انداختم باز دو مرتبه که سرم را بلند کردم آنحضرت را با همان قیافه و همان خصوصیات

دیدم .

بالاخره چند بار این عمل تکرار شد و در هر مرتبه جمال مقدس آنحضرت را مشاهده می  کردم تا آنکه در

 

مرتبه آخر که سرم پایین بود متوجه شدم که استادم آرام گرفت وقتی سرم را بالا کردم و بطرف آن حضرت

 

 نگاه نمودم دیگر آن آقا را ندیدم معلوم شد که مناجات استادم با رفتن آنحضرت تمام شده است .

 

وقتی من و استادم پس از این جریان در میان اطاق زیر کرسی نشسته بودیم استادم به گمان انکه من چیزی

 

ندیده ام می خواست  موضوع را کتمان کنند

 

من ابتدا به او گفتم : استاد شما آقا را با چه لباسی می دیدید؟ او با تعجب از من سوال کرد و گفت مگر تو ان

 

حضرت را می دیدی ؟؟

 

گفتم بلی با لباس راه راه و عمامه ای سبز و قیافه ای جذاب که خالی در کنار صورت داشت و خلاصه انچه از

 

خصوصیات ان حضرت دیده بودم گفتم و او مرا تصدیق کرد و تشویق نمود و خوشحال شده که من لیاقت

 

ملاقات با امام زمان (عج) را پیدا کرده ام .

 

همواره با خدا باشید

 

منتظر یار

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

 

ملاقات با امام زمان

 

اهلبیت مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ تقی زرگری که یکی از اولیای خدا بود و من شرحال او

 

 را در کتاب پرواز روح نقل کرده ام میگفت : در نیمه شب شانزدهم  ماه مبارک رمضان 1398 با صدای گریه

 

 و مناجات مرحوم حاج میرزا تقی زرگری از خواب بیدار شدم . عطر عجیبی فضای اتاق را پر کرده بود ،

 

پرسیدم چه شده است ؟!

 

گفت :نمی دانی چه خبر بود حضرت بقیه الله (ع) تشریف داشتند . مدتی خدمتشان نشسته بودم و الان که رفتند

 

 فراق ایشان مرا ناراحت کرده است .

 

گفتم : پس چرا مرابیدار نکردی ؟

 

گفت ؟ آقا گفت بگذار بخوابد ؟

 

گفتم : مذاکراتی هم داشتید  ؟

 

گفت : سوالاتی از آقا کردم و ایشان جواب عنایت فرمودند ولی نمی توانم همه سوالاتم را به تو بگویم .

 

گفتم : آنچه را که می توانید بگویید .

 

گفت : از اوضاع مملکت از آقا سوال کردم .

فرج نزدیک است ( با انکه در انروز مردم فکر نمی کردند قدرتمندی مثل شاه سرنگون شود )

 

پرسیدم : شفای کسالتت را از آقا نخواستی ؟

 

گفت : من باید از دنیا بروم چند ماه هم دیر شده .

 

سپس خود او ادامه داد و گفت : از حضرت بقیه الله (ع) سوال کردم چگونه می شود خدمتتان رسید؟

 

فرمودند : من همیشه با شما هستم ، هر وقت بخواهید مرا می بینید .

 

به هر حال انشب به بعد مرحوم حاج  میرزا تقی  (ره) غالبا حالش دگر گون بود تا دار فانی را وداع گفت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

 

ملاقات با امام زمان

 

مرحوم حاجی نوری در کتاب نجم الثاقب از محی الدین اربلی نقل می کند که می گفت :

 

من نزد پدرم نشسته بودم شخصیکه نزد او بود چرت می زد تا آنکه عمامه از سرش افتاد دیدیم در سرش

 

علامت ضربت های شمشیر است .

 

پدرم از او سوال کرد که اینها چیست ؟

 

گفت : اینها ضربت هایی است که در جنگ صفین بر سرم وارد شده .

 

پدرم گفت : جنگ صفین در زمان حضرت امیر المومنین علی (ع) واقع شده و خیلی با زمان ما فاصله دارد و تو

 

 که در آن زمان نبودی .

 

گفت چند سال قبل من به طرف مصر می رفتم در بین راه مردی از قبیله غره با من رفیق شد و همانطور که

 

می رفتیم سخن از هر جا پیش می امد و با هم حرف می زدیم .

 

تا انکه از تااریخ جنگ صفین سخن به میان امد .

 

او گفت : اگر من در جنگ صفین بودم شمشیرم را از خون علی (ع)و یارانش سیراب می کردم .

 

من هم گفتم : اگر من در ان روز می بودم شمشیرم را از خون معاویه و یارانش سیراب می کردم و الان من و تو

 

 اصحاب علی (ع) و معاویه ایم .بیا با هم جنگ کنیم .

 

خلاصه شمشیر ها را کشیدیم و جراحت های  زیادی بر یکدیگر وارد کردیم .

 

تا آنکه من از شدت جراحت بی هوش روی زمین افتادم .

 

ناگهان دیدم مردی با سر نیزه اش مرا بیدار می کند .

 

چشمم را باز کردم دیدم مردی است سوار اسب از اسب پیاده شد و دست مبارک را بر جراحات من کشید فورا

 

تمام زخم های من خوب شد و فرمود اینجا باش ، و بعد غائب شد .

 

چند لحظه بیشتر نگذشت که دیدم بر گشته و سر آن رفیق من که طرفدار معاویه بود به یک دست گرفته و

 

مهار اسب او را به دست دیگر دارد و می اید .

 

وبمن فرمود : این سر دشمن تو است . تو ما را یاری کردی ما هم به کمک تو آمدیم و خدا هر که را که او را

 

یاری کند یاری می نماید .

 

من گفتم شما کیستید ؟

 

فرمود من حجت بن الحسن صاحب زمانم و بمن فرمود هر که سوال کرد که این آثار زخم در سرت چیست ؟

 

بگو این ضربت صفین  است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

 

ملاقات با امام زمان

 

حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ مهدی معزی فرمودند مرحوم حاج شیخ مرتضی زاهد که از

 

پاکان علما تهران بود فرمودند :

 

مرحوم سیدعبدالکریم محمودی شبهای جمعه به خدمت حضرت ولی عصر (ع) می رسید .

 

او می گفت : شب جمعه ای در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم (در شهر ری) خدمت حضرت بقیه الله (عج)

 

رسیدم به من فرمودند : سید کریم بیا باهم به زیارت جدم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) برویم .

 

گفتم : در خدمتم ، چند قدمی  در خدمت انحضرت برداشتم دیدم به در صحن حضرت رضا (ع) رسیده ام من با

 

 آنحضرت زیارت کردم و باز به همان نحو برگشتیم و به تهران آمدیم .

 

باز حضرت ولی عصر (عج) فرمودند : بیا با هم به زیارت قبر حاج سید علی مفسر برویم ( این قبر در صحن امام

 

 زاده عبدالله است) وقتی در خدمتش به انجا رفتیم دیدم روح آنمرحوم کنار قبرش ایستاده و اظهار و اظهار

 

ارادت به انحضرت می کند .

 

بعد سید علی به من گفت : سید کریم به حاج شیخ مرتضی زاهد سلام مرا برسان و بگو چرا در حق رفاقت و

 

دوستی را رعایت نمی کنی و به دیدن ما نمیای و ما را فرامو ش کرده ای ؟

 

حضرت ولی عصر (ع) به سید علی فرمودند حاج شیخ مرتضی گرفتار و معذور است من به جای او خواهم

 

 امد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

سلام و عرض ادب

 

آه ، چه سخت است و چه شیرین انتظار یار را کشیدن . در این لحظه که قلم می زنم اهنگ حس غریب رو

 

گوش می کنم. ای حس غریب . ای امید انتظار . ای ستاره شب های نا پدید .

 

مولای من، آخر چرا چرا نمی دانم....... ؟ ولی نه من لیاقت ندارم هر کسی نمی تواندتو را احساس کند مولا تو

 

یک حسی من به قدری ضعیف هستم که احساس نمی کنم ولی به تو ایمان دارم و تو را باور می کنم .

 

باشد که به تو برسم . آمین

 

واقعا هیچ شعری هیچ اهنگی هیچ سخنی بدون تو معنی ندارد صفا ندارد. آری این تو هستی که این صفحه

 

دلتنگی های مرا رو شنی بخشیده ای و خدای را سپاس می گویم که تو را دارم .

 

خوب واسه مولا چه می توانیم بکنیم ؟

 

وظیفه منتظران، ‌پیوند دادن و آشنا کردن مردم با امام زمان(عج) و گوشزد کردن دوستی و محبت حضرت به

 

آنان است تا خود را در جهت پیوند معنوی با امام زمان(عج)، متعهد و پای‌بند به هنجارهای دینی گردانند و از

 

هنجارشکنی و کج‌روی دست بردارند. منتظر واقعی کسی است که به خود سازی بپردازد، معارف، ارزش‌ها و

 

محبت آنان را نشر دهد و به دیگران بیاموزد تا مکتب اهل‌بیت احیا شود .

 

اری منتظران به خود برسید دل را جلا دهید قرائت دعای عهد ، شرکت در جلسه دعای ندبه و شرکت در

 نماز جمعه را از یاد نبرید التماس دعا .

 

برای عزیز زهرا (س) خورشید مدینه هم دعا کنید تا از بلا های آسمانی زمینی در امان باشد و هر چه سریعتر

 

به جمع ما بپیوندد تا خودم وجودم را هر چه هست فرش زیر پایش کنم .

 

نه نمی شود اخر چگونه قدم های مبارک مولای روی اعضای خطا کار من قرار گیرد نه من لیاقت این را هم

 

ندارم الهی چه کنم . به چشم دلم روشناییم ده .

 

 دوستان التماس دعا دیگر  زبانم  قاصر شد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان

 

در تهران مرد پینه دوزی بود به نام سید عبدالکریم که من او را کم دیده بودم نه به خاطر

 

 اینکه به او علاقه نداشتم بلکه بخاطر کمی سن لیاقت معاشرت با او را در خو نمی دیدم ولی

 

 اکثر علما اهل معنی معتقد بودند که گاهی حضرت بقیه الله (ع) به مغازه محقر او تشریف

 

 می برند و با او می نشینند و هم صحبت می شوند .

 

لذا بعضی از انها به امید اینکه زمان تشریف فرمایی حضرت ولی عصر (عج) را درک کنند

 

ساعتها در مغازه او می نشستند و انتظار ملاقات حضرت را می کشیدند و شاید بعضی ها هم

 

بالاخره به خدمتش مشرف می شدند .

 

مرحوم سید عبدالکریم اهل دنیا نبود حتی خانه مسکونی نداشت  و تنها راه درآمدش 

 

کفاشی  و پینه دوزی بود .

 

یکی از تجار محترم بازار تهران که بسیار مورد وثوق علما بزرگ و مراجع تقلید بود برای

 

من تعریف می کرد :

 

که مرحوم سید عبد الکریم در منزل یکی از اهالی تهران مستاجر بود با اینکه صاحب خانه

 

زیاد مراعات حال او را می کرد  در عین حال وقتی اجاره اش به سر امده بود حاضر نشد که

 

 دوباره منزل را به او اجاره دهد و به او10 روز مهلت داد  که منزل دیگری برای خود تهیه کند .

روز دهم در عین اینکه نتوانسته بود خانه دیگری اجاره کند منزل را طبق وعده ای که به

 

صاحب خانه داده بود تخلیه کرد وو سایل  منزل را کنار کوچه گذاشته بود و نمی دانست چه باید بکند .

 

در این بین حضرت بقیه الله (ع) نزد او می روند و می گویند : ناراحت نباش اجدادمان

 

مصیبت های زیادی کشیده اند .

 

سید عبدالکریم می گوید : درست است ولی هیچ یک از انها مبتلا به ذلت اجاره نشینی

 

نشده بودند .

 

حضرت ولی عصر (عج) تبسمی می کنند و با این مضمون با مختصر کم و زیادی می فرمایند :

 

درست است ما ترتیب کار ها را داده ایم من می روم پس از چند دقیقه دیگر مسئله حل می

 

 شود آن تاجر تهرانی که قضیه را نقل می کرد در اینجا اضافه کرد و گفت : که شب قبل من

 

حضرت ولی عصر را در خواب دیدم ، ایشان بمن فرمودند : فردا صبح فلان منزل را بنام

 

سید عبدالکریم میخری و در فلان ساعت او در فلان  کوچه نشسته است می روی و کلید

 

 منزل را به او می دهی . 

 

من خواب بیدار شدم ساعت 8  صبح به سراغ آن منزل رفتم دیدم صاحب آن خانه می

 

 گوید : چون مقروض بودم دیشب متوسل به حضرت ولی عصر (عج) شدم که این خانه به

 

فروش برسد تا من قرضم را بدهم .

 

من خانه را خریدم و کلیدش را گرفتم و وقتی خدمت مرحوم سید عبد الکریم  رسیدم

 

هنوز تازه حضرت بقیه الله تشریف برده بودند .

 

 خدا وند آن تاجر محترم و سید عبد الکریم را رحمت کند . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان  

 

مرحوم ایت الله حاج شیخ محمد تقی بافقی (ره) بقدری در ارتباط با حضرت ولی عصر (عج)

 

 قوی بودند و در این جهت ایمانش کامل بود که هر زمان حاجتی داشتند فورا به مسجد

 

 جمکران مشرف می شدند و حوائجشان را از امام زمان (عج) می گرفتند .

 

صاحب کتاب گنجینه دانشمندان از قول یکی از علما حوزه علمیه قم نقل می کند که :

 

حضرت ایت الله حاج سید محمد رضای گلپایگانی فرمودند که در عصر آیته الله حاج شیخ

 

 عبدالکریم حائری  چهار صد نفر طلبه حوزه علمیه قم جمع شده بودند . آنها متحدا از

 

مرحوم حاج شیخ محمد تقی بافقی که تقسیم کننده  شهریه مرحوم حاج شیخ عبدالکریم

 

حائری بود عبای زمستانی خواستند آقای بافقی   به مرحوم حاج شیخ عبدالکریم جریان را

 

می گوید . حاج شیخ عبدالکریم می فرماید چهارصد عبا را از کجا بیاوریم ؟

 

آقای بافقی می گوید از حضرت ولی عصر (ع) می گیرم .

 

حاج شیخ عبد الکریم می فرماید : من راهی ندارم که از آنحضرت بگیرم .

 

آقای بافقی می گوید  انشالله از آنحضرت می گیرم .

 

شب جمعه آقای بافقی به مسجد جمکران رفت و خدمت حضرت رسید و روز جمعه به

 

مرحوم حاج شیخ عبدالکریم گفت حضرت صاحب الزمان (ع) وعده فرمودند فردا روزشنبه

 

 چهار صد عبا مرحمت بفرمایند .

 

روز شنبه دیدم یکی از تجار چهار صد عبا آورد و بین طلاب تقسیم کرد .

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان ( مسجد جمکران )

بخش آخر

 

اول از من پرسیدند: تو اهل جمکرانی ؟

 

گفتم : بله

 

گفتند : سید ابوالحسن از سحرگاه منتظر شما است .

 

من خدمتش رسیدم سلام کردم جواب خوبی بمن داد و به من احترام گذاشت و قبل از آنکه

 

من چیزی بگویم فرمود :

 

ای حسنه مثله شب گذشته در عالم رویا شخصی به من گفت مردی از جمکران بنام حسن

 

مثله نزد تو می اید هرچه گفت حرفش را قبول کن و به او اعتماد کن که سخن او سخن

 

ماست و باید حرف او را رد نکنی و من از خواب بیدار شدم و از آن ساعت تا بحال منتظر تو هستم .

 

من جریان را مشروحا به ایشان گفتم .

 

او دستور داد اسب ها را زین کنند و ما سوار شدیم و با هم حرکت کردیم و به نزدیک ده

 

جمکران رسیدیم جعفر چوپان را دیدیم که با گله اش در کنار راه بود میان گوسفندان او

 

رفتم دیدم آن بز با جمیع خوصوصیاتی که فرموده بودند در عقب گله گوسفندان  می اید

 

آنرا گرفتم و تصمیم داشتم پول انرابدهم و بز را ببرم .

 

جعفر چوپان قسم خورد که من تا به امروز این بز را در میان گوسفندانم ندیده بودم و

 

 امروز هم هرچه خواستم او را بگیرم نتوانستم ولی نزد شما آمد و آنرا گرفتید .

 

من بز را به محل مسجد فعلی بردم و او را طبق دستوریکه فرموده بودند کشتم و سید

 

ابوالحسن الرضا دستور فرمودند که حسن مسلم را حاضر کنند و مطلب را به او فرمودند و

 

او هم منافع سال های گذشته زمین را پرداخت و زمین مسجد را تحویل داد .

 

مسجد را ساختند و سقف آنرا با چوب پوشانیدند .

 

و سید ابوالحسن الرضا آن زنجیرها و میخ هایی که در ان زمین باقی مانده بودد در منزل

 

خود گذاشت و بوسیله آن بیماره شفا پیدا می کردند .

 

منهم از گوشت آن بز بهر مریضی که دادم شفا یافت .

 

سید ابوالحسن الرضا آن زنجیرها وو میخ ها را در صندوقی گذاشت بود و ظاهرا بعد از

 

وفاتش وقتی فرزندانش می روند که مریضی را با انها استشفا کنند می بینند که مفقود شده است . 

 

منتظر داستان های بعدی از ملاقات با امام زمان باشید .................

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

ملاقات با امام زمان ( مسجد جمکران )

بخش دوم :

 

من گفتم ای سید و مولای من باید نشانه ای داشته باشم تا مردم حرف مرا قبول کنند و الا مرا تکذیب خواهند کرد .

 

حضرت فرمود :ما برای تو نشانه ای قرار می دهیم تو سفارش ما را برسان و به نزد سید

 

ابوالحسن برو و بگو : با تو بیاید و آن مرد را حاضر کند و منافع سال های گذشته این زمین

 

را از او بگیرد تا مسجد را بنا کنند و بقیه مخارج مسجد هم از ( رهق بناحیه اردهال ) که

 

ملک ماست بیاورد و مسجد را تمام کنند و نصف رهق را وقف این مسجد کردیم تا هر سال

 

درامد ان را برای تعمیرات و مخارج مسجد بیاورند و مصرف کنند .

 

و به مردم بگو به این مسجد توجه و رغبت زیادی داشته باشند و آنرا عزیز دارند و بگو ا

 

ینجا چهار رکعت نماز بخوانند که دو رکعت اول به عنوان تحیت مسجد است باین ترتیب

 

که در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه قل هوالله احد و تسبیح رکوع ها وسجود ها هر

 یک هفت مرتبه است .

 

و دو رکعت دوم را به نیت نماز صاحب الزمان (ع) بخوانند به این ترتیب در هر رکعت در

 

سوره حمد جمله(( ایاک نعبد و ایاک نستعین )) را صد بار بگویند و تسبیح رکوع ها و

 

سجود را هفت مرتبه تکرار کنند و نماز را سلام دهند بعد از نماز تسبیح حضرت زهرا (س)

 

را بگویند و سپس سر بر سجده گذارند و صد مرتبه صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند.

 

سپس فرمود : کسیکه این دورکعت نماز را در اینجا بخواند مثل کسی است که در کعبه نماز خوانده است .

 

وقتی این سخنان را شنیدم به خودم گفتم که محل مسجدی که متعلق به حضرت مهدی

 

(عج) است همانجایی است که آن جوان با چهار بالش نشسته است .

 

به هر حال حضرت به من اشاره فرمودند که مرخص من از خدمتش مرخص شدم وقتی

 

مقداری راه بطرف منزلم در جمکران رفتم دوباره مرا صدا زدند و فرمودند : در گله جعفر

 

کاشانی چوپان بزی است که تو باید آن را بخری اگر مردم ده ( جمکران )پولش را دادند

 

بخر و اگر هم آنها پولش را ندادند باز هم از پول خودت آن بز را بخر و فردا شب که شب

 

هیجدهم ماه مبارک رمضان است آن بزر را در اینجا بکش و گوشتش را اگر بهر بیماری که

 

مرضش سخت باشد و یا هر علت دیگری که داشته باشد بدهی خدایتعالی او را شفا دهد و

 

آن بز ابلق موهای زیادی دارد و هفت علامت در او هست که سه علامت در طرفی و چهار

 

علامت دیگر در طرف دیگر اوست .

 

باز من مرخص شدم و رفتم دوباره مرا صدا زدند و فرمودند : ما هفتاد روز یا هفت روز دیگر در اینجا هستیم .

 

بهر حال مرتبه سوم از خدمتشان مرخص شدم و به منزل رفتم و تا صبح در فکر این جریان

 

بودم صبح نمازم را خواندم و به نزد علی المنذر رفتم و قصه را برای او نقل کردم او به همراه

 

من به همان محلی که شب گذشته مرا برده بودند آمد دیدم نشانه وعلامتی که از امام زمان

 

(ع) باقی مانده در محل مسجد فعلی زنجیر ها و میخ هایی است که در آنجا ظاهر است ،

 

سپس با هم خدمت سید  ابوالحسن  الرضا رفتیم وقتی به در خانه آن سید جلیل رسیدیم

 

دیدیم خدمتگذارش منتظر ما هستند .

 

اول از من پرسیدند: تو اهل جمکرانی ؟

 

گفتم : بله

گفتند : .................................

 

ادامه دارد ....

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

هوالحق

ملاقات با امام زمان ( مسجد جمکران )

بخش  اول :

 

مسجد جمکران جایگاه عشاق و محل دیدار با امام زمان (عج) است .

 

ایا می دانید این مسجد با عظمت و پر معنویت چگونه ساخته شد و چرا پایگاه و مرکز

 

ملاقات با حضرت بقیه الله (ع) گردید .

 

این مسجد بیش از هزار سال قبل بعنوان دفتری برای آنکه یک روزی در قم حوزه علمیه

 

تشکیل می شود و باید نوکران و جیره خواران آن حضرت در جایی با آن آقا ملاقات داشته

 

 باشند و عرض ارادت کنند افتتاح شد .

 

امروز بزرگترین محلی است که مردم تنها بیاد امام عصر (عج) جمع می شوند و از آن

 

سرور حاجت می گیرند .

 

در این بخش می خواهم حکایت ساخت مسجد مقدس جمکران را برایتان بنویسم .

 

در کتاب نجم الثاقب و در کتاب تاریخ قم و کتاب مونس الحزین نقل شده : که شیخ عفیف

 

و صالح حسن بن مثله جمکرانی فرمود :

 

من در شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال 393 قمری در منزل خود در قریه

 

جمکران خوابیده بودم . ناگهان در نیمه های شب جمعی به در خانه من آمدند و مرا از

 

خواب بیدار کردند و گفتند بر خیز که حضرت بقیه الله امام مهدی (ع) تو را می خواهد .

 

من از خواب بر خواستم و اماده شدم ..................................

 

...... وقتی به در خانه آمدم دیدم جمعی از بزرگان ایستاده اند و منتظر من هستند به آنها

 

 سلام کردم و آنها جواب دادند و به من مرحبا گفتند . من در خدمت آنها به همان جایی که

 

 الان مسجد جمکران است رفتم .

 

خوب نگاه کردم دیدم در آن بیابان تختی گذاشته شده و روی آن تخت فرشی افتاده و

 

بالش هایی گذاشته شده و جوانی تقریبا سی ساله بر آن بالش ها تکیه کرده و پیر مردی در

 

 خدمتش نشسته و کتابی در دست گرفته و برای جوان می خواند و بیشتر از شصت نفر در

 

اطراف آن تخت مشغول نمازند .

 

این افراد بعضی لباس های سفید دارند و یعضی لباس هایشان سبز  است .

 

آن پیرمرد که حضرت خضر بود مرا در خدمت آن جوان که حضرت مهدی (عج) بود

 

نشاند و آن حضرت مرا به نام خود صدا زد فرمود : حسن مثله میروی و به حسن مسلم

 

می گویی تو چند سال است که این زمین را آباد کرده و در آن زراعت می کنی از این به

 

بعد حق نداری در این زمین زراعت کنی و آنچه تا به حال از این زمین استفاده کرده ای

 

باید بدهی تا در روی این زمین مسجدی بنا کنیم . و به حسن مسلم بگو این زمین، شریفی

 

است خدایتعالی این زمین را بر زمین را بر زمین های دیگر برگزیده است و چون تو این

 

 زمین را ضمیمه زمین خود کرده ای خدایتعالی دو پسر جوان تو را از تو گرفت و لی تو

 

 تنبیه نشدی و اگر از این کار دست نکشی خدا تو را به عذابی مبتلا می کند که فکرش را نمی کردی .

 

من گفتم ای سید و مولای من باید نشانه ای داشته باشم تا مردم حرف مرا قبول کنند و الا

 

مرا تکذیب خواهند کرد .

 

حضرت فرمود :..........................................

 

ادامه دارد ....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   |