تبليغاتX
دلدادگان
اَلهُمَ اکشِف هذِهِ الغُمَّه عَن هذِهِ الاُمـَّه بِحُضُورِه و عَجِّل لنا ظُهُورَه

میلاد با سعادت آخرین نشانه ، آخرین نور ، تجلی عشق الهی ، آن یگانه گل نرجس حضرت ولی عصر (عج) بر تمامی منتظران و شیعیان و دلدادگان مبارک و گوارا باد .

هر دم از عالم بالا خبری می آید

مژده ای منتظِران منتظََری می آید

شد بُرون گوهر دریای ولایت ز صدف

یوسف فاطمه همچون گهری می آید

حکایتی از عاشق منتظر شیخ رجبعلی خیاط )ره(

آثار اخلاص
تكيه كلام شيخ اين جمله بود:
«
من كان لله كان الله له » كسی كه صد در صد برای خدا كار كند خدا هم برای او خواهد بود

 و می‌فرمود:
«
تو برای خدا باش، خداوند و ملائكه‌اش برای توست. »

گاهی می‌فرمود:
«
اگر انسان موفق به عملش هم نشود، صحبت آن اثر خوبی در روحيه شخص می‌گذارد. »

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

به فرموده جناب شيخ:

« اگر چشم برای خدا كار كند می‌شود «عين الله»، و اگر گوش برای خدا كار كند می‌شود «اذن الله» و اگر دست برای خدا كار كند می‌شود «يدالله» تا می‌رسد به قلب انسان، كه جای خداست كه فرموده‌اند: قلب المؤمن عرش الرحمن؛
قلب مؤمن عرش خداوند رحمان است. »

و به فرمايش امام حسين عليه السلام:

« جعلت قلوب أولياءك مسكناً لمشيتك؛
خداوندا! قلب دوستانت را جايگاه مشيت و خواسته خود قرار دادی. »

بررسی دقيق و منصفانه احوالات شيخ، نشان می‌دهد كه پس از جهشی عظيم، كه در نتيجه پشت پا زدن به شهوت جنسی برای رضای خدا، در زندگی معنوی او پيش آمد، و در نتيجه تربيت الهی والهام‌ها و امدادهای غيبی، به اين نقطه از كمالات معنوی دست يافت و شايد اين نكته، راز علاقه او به زمزمه اين اشعار بود:

در دبستان ازل حسن تو ارشادم كرد
 بهر صيدم ز كرم لطف تو امدادم كرد
نفس بد سيرت من مايل هر باطل بود
 
فيض بخشی تو از دست وی آزادم كرد

يكی از شاگردان شيخ كه نزديك به سی سال با وی در ارتباط بوده می‌گويد:
 
به توصيه شيخ به ديدارآيت الله كوهستانی رفتم. مرحوم كوهستانی ضمن مطالبی، درباره شيخ فرمود:

 مرحوم شيخ رجبعلی خياط هر چه داشت از توحيد داشت، او مستغرق در توحيد بود.

(با عرض تسلیت به مناسبت شهادت هفتمین نور هدایت امام موسی کاظم (ع) خدمت امام زمان (ع) و تمامی عاشقان و دلدادگان حضرتش .التماس دعا )

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

سلام دوستان

خیلی خیلی ببخشید که نتونستم جواب نظرات سرشار از محبت شما رو بدم .

در چند روز گذشته حادثه تلخی رخ داد که کل خانواده و آشنایان را در غم و اندوه فرود برد و آن هم فوت پدر بزرگ مادری ام بود .

به همین علت هم ناراحت بودم و هم مشغول ردیف کردن کارها و کمک به خانواده بودم .

از دست دادن عزیزان برای همه سخته و کشیدن رنج دوری آنها مشکل

و درد فراق  پدربزرگم رخنه در وجودم کرد و همه مون رو داغدار .

اینم عکس پدربزرگم در آخرین سفرش به کربلا

روحش شاد و یادش گرامی

ممنون از همه تون .

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   |