تبليغاتX
دلدادگان
اَلهُمَ اکشِف هذِهِ الغُمَّه عَن هذِهِ الاُمـَّه بِحُضُورِه و عَجِّل لنا ظُهُورَه

       انصاف با مردم و ديدار حضرت ولی عصر عليه السلام

 

مردی از دانشمندان در آرزوی زيارت حضرت بقیت الله بود و از عدم توفيق رنج می‌برد. مدت‌ها رياضت كشيد و در مقام طلب بود.
در نجف اشرف ميان طلاب حوزه علميه و فضلای آستان علويه معروف است كه هر كس چهل شب چهارشنبه مرتباً و بدون وقفه و تعطيل، توفيق پيدا كند كه به مسجد سهله رود و نماز مغرب و عشای خود را آنجا بگزارد، سعادت تشرف نزد امام زمان عليه السلام را خواهد يافت و اين فيض نصيب وی خواهدشد. مدت‌ها در اين باب كوشش كرد و اثری از مقصود نديد. سپس به علوم غريبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد و به عمل رياضت در مقام كسب و طلب برآمد، چله‌ها نشست و رياضت‌ها كشيد و اثری نديد. ولی به حكم آنكه شبها بيدار مانده و در سحرها ناله‌ها داشت، صفا و نورانيتی پيدا كرد و برخی از اوقات برقی نمايان میگشت و بارقه عنايت، بدرقه راه وی می‌شد. حالت خلسه و جذبه به او دست می‌‌داد حقايقی می‌ديد و دقایقی می شنيد

در يكی از اين حالات او را گفتند: ديدن تو و شرفيابی خدمت امام زمان عليه السلام ميسر نخواهد شد، مگر آن كه به فلان شهر سفر كنی. هر چند اين مسافرت مشكل بود، ولی در راه انجام مقصود، آسان نمود

پس از چندين روز بدان شهر رسيد و در آن جا نيز به رياضات مشغول گرديد و چله گرفت، روز سی و هفتم يا سی و هشتم به او گفتند: الآن حضرت بقیت الله، امام زمان عليه السلام در بازار آهنگران، در دكان پيرمردی قفل ساز نشسته است، هم اكنون برخيز و شرفياب باش

بلند شد و به طوری كه در عالم خلسه خود ديده بود، راه را طی كرد و بر در دكان پير مرد رسيد و ديد حضرت امام عصر عليه السلام آن جا نشسته‌اند و با پير مرد گرم گرفته و سخنان محبت آميز می‌گويند، چون سلام كردم، جواب فرمودو اشاره به سكوت كردند، اكنون سيری است، تماشا كن

در اين حال ديدم پيرزنی را كه ناتوان بود و قد خميده داشت، عصا زنان، با دست لرزان، قفلی را نشان داد گفت: آيا ممكن است برای خدا اين قفل را به مبلغ «سه شاهی» از من خريداری كنيد، كه من به سه شاهی پول احتياج دارم
پير مرد قفل ساز، قفل را نگاه كرد و ديد قفل، بی عيب و سالم است، گفت: ای خواهر من! اين قفل «دو عباسی» ارزش دارد زيرا پول كليد آن بيش از «ده دينار» نيست، شما اگر ده دينار به من بدهيد من كليد اين قفل را می‌سازم و ده شاهی قيمت آن خواهد بود. پير زن گفت: نه مرا بدان نيازی نيست، بلكه من به پول آن نيازمندم، شما اين قفل را سه شاهی از من بخريد من شما را دعا می‌كنم

پيرمرد با كمال سادگی گفت: خواهرم! تو مسلمان، من هم دعوی مسلمانی دارم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق كسی را تضييع كنم، اين قفل اكنون هم هشت شاهی ارزش دارد من اگر بخواهم منفعت ببرم به هفت شاهی خريداری مي‌كنم، زيرا در دو عباسی معامله بی انصافی است بيش از يك شاهی منفعت بردن، اگر می‌خواهی بفروشی، من هفت شاهی می‌خرم و باز تكرار می كنم كه قيمت واقعی آن دو عباسی است، من چون كاسب هستم و بايد نفع ببرم يك شاهی ارزان خريده‌ام

شايد پيرزن باور نمی‌كرد كه اين مرد درست می‌گويد، ناراحت شده بود كه من خودم می‌گويم، هيچ كس به اين مبلغ راضی نشد، من التماس كردم كه سه شاهی خريداری كنند، زيرا مقصود من با ده دينار انجام نمی‌گيرد و سه شاهی پول احتياج من است، پير مرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خريد!

الهم ارزقنا توفیق زیارتک ...

چون پير زن بازگشت، امام عليه السلام مرا فرمود

 
آقای عزيز! ديدی و سير را تماشا كرد، اين طور باشيد و اين جوری بشويد تا ما به سراغ شما بياييم، چله نشينی لازم نيست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد، رياضات و سفرها رفتن احتياج نيست، عمل نشان دهيد و مسلمان باشيد تا من بتوانم با شما همكاری كنم، از همه اين شهر من اين پير مرد را انتخاب كرده‌ام، زيرا اين پير مرد دين دارد و خدا را می‌شناسد، اين هم امتحانی كه داد، از اول بازار اين پيرزن عرض حاجت (كرد) و چون (او را) محتاج و نيازمند ديده‌اند، همه در مقام آن بودند كه ارزان بخرند و هيچ كس، حتی سه شاهی نيز خريداری نكرد و اين پير مرد به هفت شاهی خريد هفته‌ای بر او نمی‌گذرد مگر آن كه من به سراغ او می‌آيم و از او تفقد می‌كنم .

التماس دعا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط حامد   | 

((به نام که خدای کعبه که علی (ع) به وقت سحر به او رستگار شد ))

یاران دلداده سلام ، امیدوارم که این مدت از ماه مبارک رمضان را به تقرب و بندگی به سر برده باشید که لذت  تمام راز و نیاز این ماه به شب زنده داری در شب های قدر است . شب قدر یکی از پر فضیلت ترین شب های سال می باشد که همگی به عظمت و برکت و رحمت و مغفرت خداوند در این شب به بندگانش آگاه هستید .

امیدوارم که دعای شما در این شب ها مورد قبول حق قرار بگیرد چرا که چشمان منتظر زیادی برای خلوص قلب شما و دعای خیر شما نیازمند هستند .

برای همه ملتمسین دعا کنید .

تو را می خوانم ... یا هو

 

حاجت خواستن از خدا

من مواعظ النبی صلی الله علیه و اله وسلم :

(( الحوائج  الی الله و اسبابها فاطلبوها الی الله بهم فمن اعطا کموها فخذوها عن الله بصیر )) * تحف العقول ، ص 48 *

از توصیه های حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

همه نیازها به درگاه خداست با اسبابش آنها را از ته دل از خدا بخواهید .

پس هر کس آنها را به شما داد ، از طرف خداوند با بردباری بگیریدشان .

                                             یا علی دستم بگیر

 

شب قدر  برای شیعیان مولا علی (ع) یک ویژگی خاصی دارد . این شب ها مصادف شده با شهادت مولا امیرالمومنین چه مظلومانه زیست و چه مظلومانه شهید شد .

شهادت اولین امام شیعیان ، مولای متقیان ، حضرت علی بن ابیطالب بر محضر مقدس حضرت ولی عصر (عج) و همچنین شیعیان و عاشقان آنحضرت تسلیت باد .

                                                     

 

                                          شیعه یعنی دوستدار مرتضی

شیعه یعنی جان نثار مرتضی

شیعه یعنی مرد تسلیم و رضا

شیعه یعنی آیت صدق و صفا

شیعه یعنی عاشق راز و نیاز

شیعه در معراج باشد با نماز

شیعه دارد در کف اش حبل المتین

شیعه یعنی شاکر و اهل یقین

 شیعه یعنی  پیشمرگ فاطمه

رنگ توحیدش به رنگ فاطمه

شیعه یعنی پیرو مولا علی

قلب او با نور ایمان منجلی

شیعه یعنی اسوه دلدادگی

شیعه یعنی سمبل آزادگی

***

امیدوارم که بتوانیم با راز و نیاز به درگاه حق و عزاداری برای مولایمان علی (ع) در این شب های عزیز مورد مغفرت و رحمت خدای متعال قرار بگیریم .

برای سلامتی و تعجیل در فرج منجی عالم هم دعا کنید .

الهی العفو ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حامد   |